Monday, August 31, 2015

خشونت علیه زنان در ادیان



این نوشته قصد ندارد احکام دینی وهر آنچه را که مربوط به آن است تحلیل نماید، بلکه دریچه ی کوچکی می گشاید بر آن چه که از ابتدای پیدایش انسان بر زنان رواداشته شده و با تکوین ادیان آسمانی نه تنها از شدت و حدت برخی از آن ها کاسته نشده بلکه وجهه‌ی شرعی و خدایی هم گرفته است و تاسف برانگیزتر ازهمه ، احکام خشونت باری که  در اعصار گذشته در مورد زنان اجرا می شد، هنوز در قرن بیست و یکم و در عصر الکترونیک و سفرهای اعجاب انگیز فضایی در برخی از کشورها اجرا می‌شود.
مجمع عمومی سازمان ملل متحد، خشونت علیه زنان را این گونه تعریف کرده است: «هرگونه عمل خشونت‌آمیز بر پایه جنسیت که بتواند منجر به آسیب فیزیکی ( بدنی)، جنسی یا روانی زنان بشود» که شامل  «تهدید به این کارها، اعمال اجبار، یا سلب مستبدانه آزادی ( چه در اجتماع و چه در زندگی شخصی )» است.  اعلامیه رفع خشونت علیه زنان در سال 1993 بیان می‌کند که این خشونت ممکن است توسط افرادی از همان جنس، اعضای خانواده وحکومت اعمال شود.... سازمان ملل متحد روز٢٥  نوامبر (  پنجم آذر ) را روز جهانی رفع خشونت علیه زنان اعلام کرده است.
خشونت علیه زنان تاریخی به بلندای تاریخ بشری دارد. از قربانی کردن دختران و کودکان در معابد، تجاوزهای وحشیانه در جنگ ها، زنده به گورکردن دختران، فروش آن ها در بازارهای برده فروشی، خودفروشی دختران برای تهیه جهیزیه، ختنه دختران برای لذت نبردن آنها از آمیزش جنسی تا....
در حجاری ها و نقاشی های معابد عظیم بودایی ( به ویژه در آجانتا و الورا درهندوستان) صحنه های عشق بازی خدایان با زنان کاملا نشان می دهد که خدایان برای رسیدن به اوج لذت از هر جای اندام زنان با شنیع ترین وضعیت استفاده می کردند.... در «کلده» به منظور مهمان نوازی و نوعی خدمت به ملاحان و مسافران، زنان و دختران را در اختیار میهمان قرار می‌دادند. این سنت بعدها به صورت امری الزامی و مذهبی درآمد و با گذشت زمان به فحشای مقدس تبدیل شد. پیش کش کردن زن خانه به میهمان رهگذر و فروش دختران به هنگام تنگدستی، همگی علل انتفاعی داشته و به طورحتم خانواده و عشیره از آن سود می بردند. هر کجا که فقر هست، تن زنان پرسودترین  کالایی است که به فروش می رسد و شروع تن فروشی در طول تاریخ همواره با انواع خشونت ها همراه بوده و هست؛ از تحت فشار قراردادن و شکنجه های وحشیانه دلالان تا مشتریان سکس. در همه جوامع همیشه این زنان هستند که مقصر قلمداد شده اند، اما دلالان و واسطه هایی که از این زنان برا ی کسب سودهای سرشار استفاده می کنند همواره در حاشیه امن قرارداشته‌اند، چرا که یک سر دستگاهشان به مراکز قدرت وصل بوده و هست.
اسلام به عنوان آخرین دین آسمانی و محمد به عنوان آخرین پیامبر، کسی را مسلمان واقعی می‌داند که ترک دین را ارتداد بداند، به تساوی حقوق زن و مرد اعتقاد نداشته باشد، شلاق زدن، سنگسار و مجازات های قرون وسطایی را رد نکند، تبلیغات پیروان ادیان دیگر را در کشورهای اسلامی نپذیرد، مخالف ازدواج پیروان اسلام با پیروان ادیان دیگر باشد؛ مگر آن که مسلمان شوند، چند همسری راشرعی  بداند، موافق تقسیم مساوی ارث و ثروت نباشد و حق طلاق و حضانت فرزند برعهده زن نباشد، شهادت دو زن را با یک مرد برابر بداند و مساواتی برای شهادت مرد مسلمان و غیرمسلمان قائل نباشد و ده ها مورد دیگر.... بنابراین اسلام راستین بر مبنای احکام فوق، منادی خشونت و تبعیض است و اجرای احکام آن جزء وظایف اجتناب ناپذیرهر مسلمان می باشد. قسمتی از خشونت موجود در اسلام به شیوه زندگی و سنن اعراب آن زمان بر می گردد و بخش دیگر آن به سیاسی بودن این دین و حضورش در حکومت ها، مربوط است .
محمد با به کارگیری سنن و قوانین اعراب بدوی، این احکام و سنت ها را نهادینه کرد. بنابراین ساختار این دین بر پایه تبعیض، خشونت و ظلم به زنان، کودکان، تهیدستان، اقوام و ملیت‌ها، دگراندیشان و حتا دگراندیشان درون دینی بنا نهاده شده است. زن از دیدگاه اسلام موجودی فرومایه و شیطانی است که همه عارضه های منفی اجتماعی از وجود اوست.
علامه مجلسی، از فقهای معروف شیعه، عذاب زنان در جهنم را از قول پیامبر در سفر معراج چنین نقل می کند: «زنان امتم را دیدم که به انواع عذاب ها مجازات می شوند. زنی را دیدم که از موی سر آویزان است و مغز سرش از شدت حرارت می جوشد، این زن کسی بود که موی سر خودرا از نامحرم نمی پوشاند. زنی دیدم که او را از زبانش آویزان کرده اند و از آب سوزان جهنم به گلوی او می ریزند، این زن شوهرش را با زبان اذیت می کرد. زنی را دیدم که از پستانش آویزان کرده اند، زنی را دیدم دست و پایش را بسته اند و مارها و عقرب ها بر او مسلط هستند، این زن به وضو و طهارت لباس و غسل جنابت و حیض اهمیت نمی داد، نماز را سبک می شمرد و مورد اهانت قرار می داد. زنی را دیدم که کرو کور و لال بود و در تابوتی از آتش قرارداشت که مغز سرش از سوراخ های بینی اش بیرون می آمد و بدنش از شدت جذام و برص قطعه قطعه شده بود، این  زنی است که از راه زنا بچه به دنیا می آورد و به شوهرش می گوید بچه اوست، زنی را دیدم که از پاهایش در تنور آتشین جهنم آویزان است  .  زنی را دیدم که گوشت بدنش را با قیچی های آتشین ریز ریز می کنند، این زن خود را در اختیار مردان اجنبی می گذاشت. زنی را دیدم که صورت و دست هایش در آتش می سوزد و امحا و احشای داخلی اش را می خورد، این زن واسطه کارهای نامشروع و خلاف عفت و عصمت قرار می گرفت. زنی را دیدم که سرش سر خوک و بدنش بدن الاغ بود و به هزاران نوع عذاب گرفتار بود. اوزنی سخن چین و دروغگو بود. زنی را به صورت سگ دیدم که آتش از نشیمنگاه او داخل می شود و از دهانش بیرون می آید و فرشتگان عذاب، عمودهای آتشین بر سرو بدن او می کوبند، این زن  خواننده و زنی  حسود بود....»
و از قول پیامبر اسلام در سفر معراج روایت می شود: " آگاهی یافتم که اکثر ساکنان دوزخ زنان هستند"!
احکام اسلامی بر پایه تبعیض بنا گردیده و همین تبعیضات است که خشونت در اسلام را مشروعیت بخشیده است . البته اسلام یگانه دینی نیست که با خشونت و تند خویی در آمیخته، دیگر ادیان همچون مسیحیت و یهود و زرتشت نیز برای رسیدن به اهدافشان از حربه خشونت و ترور استفاده کرده و هنوز هم می کنند.
 خشونت در مورد زنان، به طور تقریبی در تمام طول تاریخ زندگی انسان بر روی کره زمین وجود داشته و دارد. در تمامی جنگ‌ها، نزاع های قومی و قبیله ای و حتا خانوادگی گویا اولین موجودی که می بایست قربانی شود زنان بوده‌اند و هنوز هم هستند.
در تمامی جنگ‌ها، زنان نه تنها وسیله لذت و تجاوز بودند بلکه به عنوان برده به اسیری گرفته  و در بازارهای برده فروشی معامله می‌شدند. زنان جزء غنایم جنگی بودند. این جنایت تاریخی در جنگ‌های اسلامی نیز جاری بود، تقسیم غنایم جنگی بین جنگجویان و جهادگران - که زنان اسیر نیز جزو غنایم هستند- برای ایجاد انگیزه در جنگجویان، جنبه شرعی و قانونی به خود می‌گیرد. زنان اسیر به جنگجویان تعلق می‌گیرند و مردان از حق نگهداری آنان به عنوان کنیز و فروش آن‌ها در بازار برده فروشی برخوردار می‌شوند.
اگر داعش زنان را بین جنگجویان خود تقسیم می‌کند کاری خلاف اسلام انجام نمی‌دهد، اگر جمهوری اسلامی زنان را در زندان‌ها مورد تجاوز قرار می‌دهد، نیز کاری خلاف اسلام انجام نمی‌دهد. هر دو جنایت منشأ دینی و مصالح اقتصادی دارند و برعکس تبلیغاتی که در مورد ادیان می‌شود که اخلاق در اولویت احکام دینی است، چنین نیست، زیرا تمامی ادیان و به ویژه اسلام به عنوان یک ایدئولوژی، اصولا نمی‌توانسته جدا از منافع اقتصادی جوامع آن دوران باشند. در جنگ‌های اسلامی یک وجه جنگیدن، ترویج و گسترش اسلام بوده است اما وجه غالب، مزایای اقتصادی و غنایم جنگی بود که زنان هم جزو این غنایم به حساب می آمدند.  
درآیین زردشت، اطاعت زن از شوهر یکی از واجبات بود و اطاعت نکردن گناه بزرگی شمرده می‌شد. زن در تمام امور زندگی همچون یک برده بود و از خود هیچ اختیاری نداشت. این وظیفه تا بدان حد ضروری بود که اگر زنان از دستورات شوهران خود سرپیچی می‌کردند با میله آهنین همچو بردگان د اغ می‌شدند. از احکام عجیب و ظالمانه آن زمان، در دین زرتشت، جلوگیری از آرایش مو و چهره بود که اگر زنی این کار را می کرد گناهی بزرگ مرتکب می گشت و با آتش جهنم تهدید می‌شد.
موبدان زرتشتی در حکومت ساسانی زنان را عامل اصلی انحراف مردان از وظایف دینی می‌دانستند. در کتاب پهلوی «بندهش» آمده که : اورمزد از یافتن موجودی دیگر برای انجام زایمان ناتوان بود و از روی ناچاری زن رابرای این کار انتخاب کرد.
نکته قابل توجه در مورد مردان گناهکار، جزایی بود که زنان زرتشتی باید می‌پرداختند. مرد گناهکار موظف بود که دختر باکره، جوان و سالم خود را با جهیزیه و زیورآلات و طلاجات برای مردان «موبد» به ازدواج بدهد. البته این دختر باید خواهر ١٥ ساله خود را نیز به همراه جهیزیه برای موبد می‌برد.

زن در ادیان در عین فرودست بودن باید منزلت اخلاقی خاصی نیز داشته باشد. این‌ ویژگی‌های اخلاقی نیز صرفا و در واقع در خدمت مردان، خانواده و جامعه‌ی مردسالار است.  زن موجودی است که فداکاری، تواضع، رنج، عفت و ازخودگذشتگی جزء ذاتی اخلاق اوست و جامعه از یک زن چنین رفتارهایی را انتظار دارد. درصورتی که  چنین خصایلی را برای مردان الزامی نمی‌داند. در عین حال  زن به عنوان موجودی که اخلاقاً پست‌تر از مرد است تلقی می‌شود - زن خودسر و لجباز است، بر احساسات و خواهش‌های خود تسلط ندارد و از همه مهمتراین که فریب دهنده مرد است - پس برای اصلاحش و برای این که نتواند توانمندی‌های عقلانی و فضایل مردانه را از بین ببرد، باید کنترل شود.

 حال باید دید این فرودستی و غیر انسان بودن زنان از کجا سرچشمه می گیرد: گناه «حوا» نقش اساسی در ایمان همه مسیحیان دارد زیرا به تصور مسیحیان علت مأموریت عیسا بر روی زمین نافرمانی و سرپیچی حوا از دستور خداوند است. در فرهنگ یهود، زن، انسان طبقه دوم به شمار می‌رود و هیچ حقی برای زنان قایل نیستند. مطابق قانون موسا، زنی که زنا می‌کند باید کشته شود. اما عیسا گفت :آن قدر به او سنگ بزنید تا بمیرد به شرط آن که سنگ اول راکسی بزند که تا به حال گناهی نکرده باشد این فقط مربوط به نفر اول است و بقیه کسانی که سنگ پرتاب می‌کنند از این امر مستثنا هستند. و دراسلام زنان راحت تر سنگسار می‌شوند چون نیازی به اولین فردی که گناهی نکرده باشد، نیست. مسیحیت تولد دختر را ننگ و ضرر می‌داند و می گوید: زایش دختر یک خسارت است. در میان برخی از مسیحیان نه تنها سخن از برابر بودن زن و مرد نیست بلکه در ماهیت و انسان بودن زنان نیز شک می‌کنند. درمذهب کاتولیک روح زن و مرد با هم تفاوت دارد تنها مریم در میان زنان دارای روح معادل با مردان است و روح بقیه زنان حالت بین انسان و حیوان را داراست. در مسیحیت خدا مرد است. بنابراین اعطای هرگونه استقلالی به زنان یا دادن حقوق مادی به آنان طغیان و شورش علیه خداوند تلقی می‌شود. بنا بر کتب تورات و انجیل، زنان و دختران خانواده هیچ حقی در اموال به ارث رسیده خانواده ندارند. اعضای مونث بخشی از اموال هستند و به دور از شخصیت حقوقی یک وارث همچون یک برده به شمارمی آیند. بنا بر قوانین موسا، دختران فقط در صورتی که اولاد پسری نمانده باشد، ارث می‌برند حتا در چنین موقعیتی همسر را جزء وارثان نمی‌دانند.
در آیین یهود، زن و دختر مایه ننگ بودند. برخی از یهودیان زن را حیوانی می‌دانستند که بیشتر از دیگر حیوانات به انسان شبیه است و در واقع برزخی بین حیوان و انسان است. زن در ردیف چارپایان و اموال منقول قرار داشت. بر این اساس قوم یهود مانند همه اقوام جنگجو، زن را مایه مصیبت و بدبختی می‌دانستند و او را فقط به این دلیل تحمل می‌کردند که یگانه منبع تولید سرباز بود. دختر نیز کالایی بود که می‌شد او را در هنگام تنگدستی فروخت.
درتورات آمده است که حوا از دنده چپ مرد آفریده شد، بنابراین بایستی زن همواره تابع و ملک مرد باشد و مالکیت مرد بر زن از همین قاعده ادعایی در آفرینش ریشه گرفته است. زن باعث اخراج مرد از بهشت شده است پس تا آخر عمر باید مانند گناهکار دائمی مجازات شود . در اسلام نیز این گناه «حوا» بود که باعث اخراج آدم از بهشت شد؛ او گول شیطان را خورد و «آدم»  فریب «حوا» را. بنابراین در تمامی ادیان تک خدایی و آسمانی، گناه اولیه را «حوا» مرتکب شده و باید تاوان گناهش را تا به ابد بدهد.
 و این ابد تا به امروز ادامه دارد. امروزه بربریت سرمایه داری با سنگسار، تجاوزهای فردی و گروهی، بهره کشی جنسی توسط باندهای قاچاق انسان و خشن تراز همه بردگی جنسی زنان به وسیله شبه نظامیان مسلمان و غیرمسلمان در بسیاری از نقاط جهان، چهره زن ستیز و زشت خود را عریان کرده  و مدام آن را بازتولید می کند. و توسط امپراطوری‌های رسانه ای در معرض دید جهانیان  قرارمی‌گیرد.
در کشورهای اسلامی/سرمایه‌داری، نظیر جمهوری اسلامی زن‌ستیزی عریان‌تر و خشونت‌بارتر ظاهر می‌شود. فقط یک نمونه از آن حجاب اجباری در برخی کشورهای اسلامی خاورمیانه است. یکی از گرمترین نقاط کره زمین که چند ماه از سال گرمای بیش از٤٠ درجه عملا زندگی عادی را مختل می کند تا چه برسد با پوشش اسلامی و حجاب.
آیا طبق تعریف سازمان ملل، این خود به تنهایی مصداق شکنجه روانی نیست؟ اما جهان به راحتی نظاره گراین شکنجه گسترده است و هیچ عکس العمل خاصی نشان نمی دهد.  چرا که  بخشی از سرمایه‌داری جهانی نمی تواند از سود سرشار تدارکات این شکنجه  صرفنظر کند. جز این است که اولین چادرهای سیاه در کارخانجات انگلیس بافته و به کشورهای اسلامی فروخته شد و بعد ژاپن و دیگر کشورها؟ امروزه کارخانجات تولید چادرسیاه، روسری و شال‌های رنگارنگ در جهان به همراه شرکای داخلیشان در کشورهای اسلامی، ویترین های زیبا و رنگارنگی را برای این شکنجه مدرن تدارک می بینند. بازار یک میلیاردی مسلمانان چیزی نیست که  بتوان از آن صرفنظرکرد. سرمایه همه جا  به دنبال سود می گردد، بخشی از این سود را حکومت های اسلامی به بهای شکنجه زنان تأمین می‌کنند.
دین و مذهب نیز همچون سایر عناصر جامعه بازتاب دهنده و تقویت کننده‌ی نظام‌های ساختاری حاکم برآن جامعه است. نظام‌های ساختاری اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی.  واقعیت تاریخی این است که زن در ادیان همواره گناه‌کار و جنس فرودست محسوب نمی‌شده. زمانی که هنوز تقسیم‌های جنسیتی / کار در میان زنان و مردان غالب نشده بود و زمانی که جامعه درحدی تولید می‌کرد که نیازهایش را برطرف کند و مازادی برای تملک و برتری گروهی برگروه دیگر نداشت و... زمانی که زنان تنها زایندگان انسان به شمار می‌رفتند، حتی مقام خدایی نیز داشتند. در واقع تغییر ساختارهای اقتصادی- سیاسی- اجتماعی جوامع انسانی بود که زنان را به جنس دوم تبدیل کرد و به جای خدایان زاینده و مادر،  پدران آسمانی  دیکتاتور و قهار ساخته شدند. زن گناهکار شد و در قالب «حوا» تا زمانی که مردسالاری و جامعه طبقاتی حکم براند «گناهکار» است.
                                                                                                       
                                                                                                                            فرخنده  شهریور٩٤
                                                                                                                                               تریبونی برای زنان چپ/ از پروژه‌ی تبعیض علیه زنان
                      
             


No comments:

Post a Comment