Saturday, October 10, 2015

جنبش معلمان و چالش های پیشِ رو!


                                   
پنج شنبه 16 مهر ماه بنا به در خواست کانون صنفی معلمان تجمعاتی مقابل ادارات آموزش وپرورش در تهران و سایر شهرستانها صورت گرفت. همچون گذشته، برای برگزاری تجمع تصمیم گرفته شده بود که سکوت کنند و از بروز هر نوع شعاری پرهیز نمایند. اکثریت حاضران خود را ملزم به رعایت این شیوه می دانستند و حتا معلمانی را که با دادن شعار، خواهان آزادی همکاران در بند خود بودند وادار به سکوت می کردند. حضور گسترده نیروهای امنیتی و وعده وعیدهای تو خالی مسئولین، سناریوی تکراری ای در مقابل این تجمع بود.
این نوشته قصد دارد از دو زاویه به جنبش معلمان نگاهی مختصر بیندازد:
الف: حکومتیان
آموزش وپرورش با داشتن صدها هزار معلم و بازنشسته و میلیونها دانش آموز،همواره دارای تبعیض آمیزترین وجوه اقتصادی، جنسیتی و قومیتی و... بوده و هست. سیاست های حاکمان در جهت حفظ و کنترل این تبعیضات بر کسی پوشیده نیست و قاعدتا با منافع اقتصادی وسیاسی آنان پیوندی ناگسستنی دارد.
معلمان شاهد غارت واختلاس و ارتشاء در تمامی نهادهای قدر ت هستند و با پوست و گوشت خود رنج و حرمان ناشی از ناکارآمدی ساختار سرمایه/ دین سالار را روز به روز بیشتر لمس می کنند. دولتهای پیشین ودولت تدبیر وامید هم هیچگاه نخواسته اند تن به پذیرش مطالبات معلمان بدهند. اولین پاسخ همیشه، تهدید به اخراج و بازداشت و زندان بوده و هست، اما چرا چنین است؟
جواب این سوال در ماهیت نظام سود محور سرمایه داری نهفته است. این نظام افراد تحصیل کرده را برای بهره وری بیشتر نیاز دارد ولی ترجیح می دهد که این مهم با کمترین هزینه و بالاترین درجه سودورزی برایش تحقق یابد. پس همزمان دو سیاست را پیش می برد، اول کنترل سطح دستمزد معلمان در پایینترین حد و دوم خصوصی سازی سیستم آموزشی و فروش مدارس دولتی به بخش خصوصی؛ یعنی همان پروژه هایی که هم اکنون شاهدش هستیم و حکومت با تمام توانش سعی در پیش برد آن دارد. البته این پروژه ها همان سیاست های بانک جهانی وصندوق بین المللی پول است که سرمایه دار ی جهانی به همه کشورها تزریق می کند.
ب:معلمان:
درمقابل جبهه حکومتیان، معلمان، بازنشستگان به همراه میلیونها دانش آموز وخانواده های آنان قرار دارند، مجموعه ای قدر تمند که در صورت همبستگی می تواند کوه را جا به جا کند اما هنوز تا یک پارچگی و اراده گرایی برای نجات آموزش وپرورش از چنبره سودورزی فاصله زیاد است.
قاعدتا در صف اول این خواست انسانی، معلمان زحمتکش قرار دارند چرا که آنان به لحاظ اقتصادی، مستقیما مورد استثمار قرا رگرفته و به قول یکی از معلمان حاضر در تجمع: ما حقوقمان را اول ماه می گیریم ولی پنجم ماه جیبمان خالیست. باید چه کنیم؟ برویم دزدی؟
نکته اصلی همیشه و برای همه جنبش ها همین واژه اصلی است "چه کنیم؟ "
ساده ترین وراحت ترین پاسخ اینها است:
1- نماینده انتخاب می کنیم تا بروند با مسئولین صحبت کرده و پیگیر مطالبتمان باشند.
2- اگر پاسخ ندادند، طومار نوشته و امضا می کنیم تا مسئولین  جواب دهند.
3- اگر پشت گوش انداختند و تهدید هم کردند، تجمع سکوت می گذاریم و اعلام می کنیم خواسته های ما صنفی است و سیاسی هم نیست.
4- اگر باز فرصت خواستند و گفتند بیایید مذاکره کنیم، ما حاضریم. حتا اگر معلمان را هم بازداشت کردند، باز اعلام می کنیم خواسته های ما صنفی است وکاری به سیاست نداریم....
در کشوری  که اندازه آستین وانتخاب پوشش ونوع موسیقی همه امری سیاسی است چگونه مسئله ی حیاتی ای چون دستمزد می تواند سیاسی نباشد؟!
ما معتقدیم: آن بخش از معلمانی که هنوز باور دارند مسیر انتخاب شده از سوی کانون صنفی و... بار مطالبات را به سر منزل مقصود می رساند، تغییر عقیده داده و گام های رادیکال تری برخواهند داشت.
ما معتقدیم: تشکیل شوراهای خود بسنده در مدارس و تدارک یک اعتصاب گسترده رژیم را وادار به پذیرش مطالبات خواهد نمود.
ما معتقدیم: آن جریانی که اعتصاب و تعطیلی چند روزه کلاسهای درس را به ضرر دانش آموزان و خانواده های آنان قلمداد می کند، یک مزاح تاریخی را بیان کرده چرا که یک شاگرد دبستانی هم توانایی پاسخگویی به این یاوه گویی ها را دارد. کیست که نداند در هر خانواده ایرانی حداقل یک یا دو فارغ التحصیل بیکار در کنج خانه به انتظار نشسته اند و قرار هم نیست در این شرایط گشایشی حاصل شود.
این روند تا به کی می تواند ادامه یابد؟
مسلما جنبش معلمان واصولا هر جنبش اجتماعی دیگر، نه تنها تا دستیابی به خواسته های فعلیش محو نخواهد شد بلکه با گسترش آگاهی ها ودر تعامل با دیگر جنبشهای داخلی و جهانی، گستره وسیع تری ازحقوق انسانیش را مطالبه خواهد کرد و التبه در این راستاست که جریان های مدعی رهبری جنبش معلمان در آزمون تاریخی به قضاوت گذاشته خواهند شد.
ما معتقدیم که در شرایط دهشتبار اقتصادی واجتماعی وخشونت بی امان و خطر دستگیری و زندان و اخراج، بسیار قابل درک است که معلمان بی هزینه ترین راه حل را انتخاب کنند؛ یعنی همان راهکاری را که تشکل های صنفی معلمان پیشه کرده اند؛ سیاست مدارا و مذاکره و پرهیز از اعتصابات سراسری.
رفرمیسم و اصلاح طلبی و تاکید بر سیاست مدارا و اعلام این ترجیع بند که خواسته های معلمان صرفا اقتصادی است!!!از مشخصه های این جریان عمیقا "سیاسی"! است.
و در پایان، تبادل اندیشه و نظر و همدلی با یکدیگر و نه خاموش کردن دگراندیشان، خون تازه ای در رگهای جنبش معلمان به جریان خواهد انداخت.


ارسالی به تریبونی برای زنان چپ
مهر 94



No comments:

Post a Comment