Monday, May 14, 2018

جنبش زنان جنبش رهایی بخش سیاسی یا محدوده ی مطالبات خاص زنان


قسمت دوم
جنبش زنان، سیاسی است
سرمایهی جهانی، ضرورتا تقسیم کار و نیروی کارجهانی را بدنبال داشته و به‌رغم  بحران‌های ساختاری، انباشت سرمایه را با شتابی بی‌رحمانه گسترش داده است. یکی از تبعات جهانی‌سازی، گسترش بازار جنسیتی کار و شکل‌گیری نیروی کار زنانه است. علاوه بر تبعیض جنسیتی نهادی سرمایه‌داری مانند مزد نابرابر و ارتش ذخیره کار، نئولیبرالیسم به اشکال جدیدتری به انشقاق جنسیتی کار و افزایش فشار بر زنان دامن زده : اشتغال بیشتر زنان در کارهای بی ثبات موقت، پاره وقت، دورکاری، مشاغلی با مهارت ودستمزد کمتر، اشتغال بیشتر زنان در صنایع کم درآمد از جمله کارهای بهداشتی و مراقبتی، کمک‌های اجتماعی، آموزش و پرورش، خرده فروشی، خدمات غذایی، خدمات اداری و مالی و اشکال کار عمدتا زنانه مانند : خدمتکار خانگی، کارگر جنسی و غیره.  این مناسبات، بازار جنسیتی و پدیده‌ی فقرزنانه را به شدت دامن زده. در این شرایط، زنان یعنی ۴۰% نیروی کار در سطح جهان، به عنوان بزرگ ترین اقلیت موجود، به اولین قربانیان بحران‌های سرمایه‌داری تبدیل شده‌اند. علاوه براین  شکل‌گیری جریانات ارتجاعی و نوبنیادگرای دینی، رشد فاشیسم  و سیاست‌های راست ( آن سوی سکه‌ی  سرمایه داری ) که دیدگاهی کاملا ارتجاعی در مورد زنان دارند، مجموعا زنان را درمحرومیت‌های همه جانبه‌ای قرار داده و در نتیجه جنبش زنان را از پتانسیل بالایی برخوردار نموده است. جنبش زنان در صورت حرکت در مسیر درست و منطبق بر شرایط عینی می‌تواند از مهم‌ترین عوامل تغییر، نه تنها برای زنان، که برای کل جامعه باشد.
در ایران به طور مشخص جنبش زنان در کانون تحولات سیاسی قرار داشته و نیرویی توانمند در ایجاد تغییرات اجتماعی محسوب می‌شود. به‌رغم این توانایی، وجه مبارزاتی جنبش زنان در مراحلی فروکش کرده، اصلاح طلب شده و به همزیستی با نظام های مردسالار تن داده یا دچار نسبیت‌گرایی شده و بیشتر به فرهنگ معطوف گردیده، در نتیجه مبارزات زنان محدود شده ونتوانسته است همواره درعرصه‌های اجتماعی حضورموثر داشته باشد.  یکی از بروزات این مسئله حضور کمرنگ زنان در اعتراضات مردمی  دی ماه اخیربود. اگر چه حرکت خودجوش  « دختران انقلاب» در اعتراض به حجاب اجباری چند روز پیش ازاعتراضات دی ماه، که انعکاس جهانی یافت وهمچنین حضور پررنگ زنان در تجمعات معلمان، بازنشستگان، پرستاران، مالباختگان، دانشجویان و سایر حرکات اعتراضی جای خالی آنان را در جنبش دی ماه پر کرد.
جنبش جهانی زنان در ابتدا علاوه بر مبارزه با تبعیضات جنسیتی اهداف دیگری چون مقابله با تبعیضات نژادی، فرهنگ سود و سلطه، منافع نظامی و موقعیت‌های فرودست زنان را برای خود تعیین کرده بود، اما در ادامه عمدتا به حرکت‌های درخودی تبدیل شد که یارای رسیدن به شتاب سرسام آور وقایع اجتماعی را نداشت. سرمایه داری طی حیات خود نشان داده که انعطاف پذیری زیادی در تطبیق با شرایط و حفظ مناسبات سودجویانه خود دارد و یکی از شیوه‌های موثر آن در این جهت مسخ و تغییر ماهیت جنبش‌های اعتراضی است. سرمایه‌داری از این شیوه برای تغییر هویت اعتراضی زنان استفاده نمود، الگویی از زن و زنانگی ساخت و پرداخت و در برابر مبارزات زنان قرار داد که کمابیش به زمینه‌ی سیاسی اجتماعی مسائل بی توجه بوده و بدین ترتیب سعی کرد جوهره‌ی عصیان‌گری جنبش زنان را کنترل نماید، همان‌گونه که با بسیاری از جریانات اعتراضی و سمبل‌های مبارزاتی نیز چنین کرد. استفاده از چهره سمبلیک چریک مبارز « چه گوارا» بر روی لباس‌های برند آمریکایی یکی از نمونه‌های این فریبکاری است.
اما ستم بر زن، تنها منحصر به سرمایه‌داری نبوده بلکه ستمی ست دیرین و مقاوم که درطول تاریخ در تارو پود مناسبات اجتماعی تنیده شده است. این ستم درحیطه‌های مختلف اقتصادی، فرهنگی، سیاسی، نژادی، مذهبی، قومی نهادینه شده ودر برهه‌های مختلف تاریخی کلیه‌ی ساختارهای موجود، خانواده، نظام آموزشی، عرف، سنت، مذهب و قوانین آن  را تولید و بازتولید می‌کنند. در سیستم طبقاتی و سلطه‌گر، مناسبات طبقاتی و مناسبات قدرت درهم تنیده شده وتمامی اشکال ستم با هم ارتباط متقابل دارند وبر هم تاثیرمی‌گذارند. در این سیستم کلیه اشکال سرکوب ازجمله سرکوب جنسی و سرکوب سیاسی در ارتباط مستقیم بوده و جدایی ناپذیرند وتبعیض جنسیتی همانند سایر تبعیض‌های موجود دراین بسترمحقق می گردد. حلقه‌های متقاطع ستم، ارتباطی دیالکتیکی با هم دارند و نمی توان بین این حلقه‌ها اولویت بندی کرد یا تقدم و تاخری برای آن قائل شد. مبارزه برای رهایی زنان درتمامی این سطوح نمود دارد و باید آگاهانه برعلیه کلیت سیستم کانالیزه گردد.
زنان منافع اقتصادی یکپارچه‌ای ندارند ولی منافع جنسیتی مشترکی دارند که آن را محور مبارزات خود قرارداده اند.  به‌رغم جایگاه‌های متفاوت اقتصادی، بخش رادیکال جنبش زنان نمی‌تواند مبارزات طبقاتی را نادیده بگیرد و مبارزات خود را جدای از آن بداند، یا به مذهب به عنوان یک عامل سیاسی و فرهنگی موثر در ایجاد و تثبیت تبعیضات جنسی بی تفاوت باشد، در واقع یکی از ضعف‌های جنبش زنان ایران نپرداختن به جایگاه دین در قدرت سیاسی و ساختار زن ستیز دینی است. در جوامعی مانند ایران، اسلام همواره ایدئولوژی طبقات حاکم بوده و در جهت منافع قدرت مداران عمل کرده و از بزرگ‌ترین اهرم‌های تحمیل فرودستی به زنان بوده وهست. در این ارتباط، حجاب اجباری به عنوان نماد ایدئولوژیک اسلام سیاسی، مهم‌ترین ابزار سرکوب زنان بوده و از بعدی دیگر روحیه‌ی تسلیم را در زنان دامن زده و به نوعی تضمین کننده‌ی روابط قدرت بین زن و مرد است و باید از محورهای اصلی اعتراضات زنان قراربگیرد.
همچنین جنبش زنان نمی‌تواند کارخانگی و نهاد خانواده را که یکی از کلیدی‌ترین نهادهای سرکوب و استثمار زنان است به نقد نکشد و یا به بروزات فرهنگ مردسالاری درقالب مفاهیمی چون بکارت، غیرت، ناموس، نام خانوادگی، ارث نپردازد. این واژه‌ها بار جنسیتی داشته و ماهیت زن ستیزانه‌ی روابط جنسیتی را بازتولید می‌کنند. جنبش زنان نمی‌تواند صنعت سکس وفحشا را به عنوان سودآورترین تجارت سرمایه‌داری افشا نکند یا در مورد مافیای مد و توریسم جنسی روشنگری نکند. درمجموع با توجه به حضور زنان درعرصه‌های مختلف اجتماعی مبارزه آنان نیزدرهمه‌ی این عرصه ها ضروری ست، درغیراین صورت نمی‌تواند تاثیرگذاربوده و تداوم داشته باشد.
عبارت کلیدی «شخصی سیاسی است» مصداق عینی سیاسی بودن مبارزات زنان و از مهم‌ترین دستاوردهای جنبش زنان است که دوگانگی سنتی عمومی و خصوصی را به چالش کشید و نشان داد که هر چیزی را که قبلا خانوادگی و خصوصی محسوب می‌شد در واقع مسئله‌ای مشترک و عمومی است.  هر عملی انباشته از معنایی اجتماعی است و خصوصی‌ترین و پنهان ترین مسائل زنان جدای از عرصه عمومی و مناسبات قدرت وسلطه نیست.  زنان برای مقابله با مردسالاری نه تنها باید با مردان و زنان مردسالارمقابله کنند بلکه با دولت، قدرت سیاسی و کلیه‌ی مناسبات سلطه نیز باید مبارزه کنند. مرزبندی و تفکیک عرصه خصوصی و عمومی و یا مطالبات سیاسی از مطالبات جنسیتی و تعیین عرصه‌های جداگانه برای آن به همان نقطه‌ای ختم می‌گردد که نه تنها مبارزه‌ی سیاسی را از مبارزه‌ی جنسیتی جدا می‌کند بلکه تمامی عرصه‌های مبارزاتی را از هم جدا می کند. نمود این طرز تفکردر سال‌های گذشته در جریانات سیاسی، جدا کردن مبارزه‌ی سیاسی از زندگی خصوصی بود چه بسا مبارزانی که در جریانات سیاسی رادیکال بودند و در حوزه‌ی زندگی خصوصی کاملا سنتی عمل می‌کردند. نمود دیگر این نگرش همچنین در جریانات لیبرال و اصلاح طلب زنان دیده می‌شود که صرفا به مسائل جنسیتی آن هم در محدوده‌ی سیستم می‌پردازند و مطالبات زنانه را از مطالبات سیاسی جدا می‌کنند. اما زنان بدرستی پی برده‌اند که نه تنها خواسته‌های جنسیتی بلکه اهداف سیاسی را نیز مد نظر داشته باشند و دراین راستا از سایر جنبش‌هایی که درعرصه اجتماعی حضور دارند از جمله جنبش دانشجویی و کارگری حمایت کنند.
براساس این نگرش، موجی نوین درجنبش زنان، رساتر از گذشته این جنبش را جنبشی سیاسی می‌داند، جنبشی که ریشه در سیاست دارد، به عدالت اقتصادی باور دارد و برای آن مبارزه می‌کند.
فمینیسم و جنبش رادیکال زنان
به‌رغم  مبارزات گسترده زنان و نقش موثر نظریات فمینیستی به عنوان ابزار تئوریک این مبارزات هنوز هم ردپای این نگرش قدیمی که فمینیسم را جریانی بورژوایی یا انحرافی می‌داند ویا در نوع کمرنگ ترآن، بهای لازم رادر صحنه پراتیک سیاسی به این نظرات نمی دهد به نوعی درجریانات سیاسی و تفکرات فردی فعالین اجتماعی رسوب کرده است. در حالی که نادیده گرفتن نقش تاثیرگذار نحله‌های مختلف فمینیسم در رشد آگاهی وپراتیک زنان، نادیده گرفتن یک واقعیت عینی اجتماعی است. فمینیسم مجموعه‌ای از رویکردها و تئوری‌هایی است که با هدفی زن محور و به منظوردستیابی به حقوق زنان شکل گرفته و جنسیت را نیز مانند نژاد و قوم زمینه‌ی شکل‌گیری یک هویت جمعی می‌داند. به‌رغم این هویت مشترک فمینیسم طیف‌های گوناگونی را در برمی‌گیرد. فمینیسم رادیکال که بر اساس تاکید بر نقش بیولوژیک زنان شکل گرفت و گروه‌های تندروتر آن به هم جنس‌گرایی متمایل شده و خواهان تغییر نقش بیولوژیک زنان در امرتولید مثل هستند. گروه‌های پسامدرن و هویت گرا که درک از مسئله‌ی زن را به یک مقوله‌ی جنسی تبدیل کرده و بر هویت‌های متکثر زنانه تاکید دارند و به سایر جنبه‌های اجتماعی جنسیت نمی‌پردازند.  فمینیسم لیبرال که عمدتا بحث برابری زن و مرد را مطرح می‌کند و در چارچوب سیستم به دنبال تساوی قانونی و برخورداری از مشاغل و موقعیت‌های اجتماعی است.  فمینینسم چپ در تطبیق با سوسیالیسم و مارکسیسم مردسالاری را به چالش کشیده وبه مبارزه علیه نظام اقتصادی و سیاسی سرمایه‌داری مردسالار پرداخته است. فمینیسم فرانسوی از جمله فمینیسم رادیکال تفاوت گرا، فمینیسم پساساختارگرای آمریکایی، آنارکوفمینیسم، فمینیسم فرهنگی، اکوفمینیسم، فمینیسم سیاه، فمینیسم حقوق بشری، فمینیسم سرخ و فمینیسم ماتریالیست که با نگرش ماتریالیستی به مسائل زنان می پردازد. با توجه به تکثر موجود نمی‌توان گفت که هدف فمینیسم، تنها مطالبات کلاسیک، خواسته‌های صرفا زنانه و یا برابری با مردان است بلکه در سطوح مختلف به حوزه‌های گوناگون فرودستی زنان پرداخته می شود، نقطه اشتراک تمامی نحله‌های فمینیسم رفع سطوح مختلف انقیاد زنان است.
از دیدگاه زنان چپ، فمینیسم به معنی عام آن یعنی مبارزه بر علیه تبعیضات جنسیتی، به نوعی موضع گیری سیاسی است و هدف آن تغییراست و مانند هر تفکر دیگری که به دنبال تحولات سیاسی است با پراتیک عجین شده، هدف تنها رسیدن به مطالبات خاص زنان یا برابری با مردان که خود نیز به نوعی اسیر مناسبات سرمایه داری و مردسالاری هستند نبوده  بلکه هدف رهایی زنان است، رهایی مقوله‌ای است چند وجهی با ابعاد گوناگون، به معنای رها شدن از تمامی اشکال ستم سرمایه‌داری و مردسالاری، مناسبات سود و سلطه.  دفاع از حقوق انسانی زن، همه جانبه است بی‌قید و شرط. نمی‌توان چون نظریه پردازان فمینیسم فرهنگی، با اتکای بر فرهنگ، جنسیت را از شرایط مادی آن جدا کرد و از مبارزه‌ی سیاسی و مبارزه‌ی طبقاتی شانه خالی کرد بدون در نظر گرفتن این اصل مهم که فرهنگ از مبنای مادی خود جدایی‌ناپذیر است و مقاومت فرهنگی به تنهایی قادر نیست اجتماع را دگرگون کرد. یا چون فمینیسم هویت محور با  تاکید بر مقاومت خرد به جای مبارزه‌های سیاسی، و تاکید اغراق آمیز بر نقش فرد در مقابل ساختارهای موجود، و تبدیل فمینیسم از جنبشی سیاسی به حرکت فکری آکادمیک آن را از محتوای مبارزاتی‌ش خالی کرد. فمینیسم چپ، نشات گرفته از شرایط عینی موجود، نه تنها  مسئله زنان، بلکه کلیه‌ی حلقه‌های ستم را که زنجیروار و متقاطع با هم در ارتباطند هدف خود قرار داده و خواهان تغییرات ریشه‌ای سیستم سلطه وسرمایه و کلیه مناسبات قدرت است. این فمینیسم زاییده‌ی شرایط نابسامانی است که در آن نحله‌هایی مانند فمینیسم موقعیتی و پراگماتیستی با ساده کردن مسائل زنان به موارد محدود قانونی یا آموزشی، به کلیت سیستم ضد زن بی‌توجهی می‌کنند، یا جریانات نخبه گرا که برای در نغلطیدن به مسائل جاری و ملموس زنان و مبرا بودن از رفرمیسم، خود را از مبارزات روزمره و خاص زنان کنار کشیده و فضای نخبه گرایی را در جنبش زنان دامن می‌زنند.
جنبش رادیکال زنان جنبشی جنسیتی، سیاسی است که با هرگونه ستم بر زن مبارزه می‌کند، ضد نئولیبرالیسم است، مستقل از سرمایه‌داری، مناسبات قدرت، مردسالاری، مذهب و کلیه‌ی نهادهای حکومتی و وابسته به قدرت، سرمایه، سود و سلطه بوده و از مبارزات جنبش‌های دیگر بر علیه سیستم  حاکم  حمایت می‌کند. این جنبش خواسته‌های کل زنان، بویژه زنان زحمتکش را در نظر دارد و پرداختن ریشه‌ای به فرودستی زنان از زاویه‌ی اقشار فرودست آن را رادیکال‌تر و ریشه‌ای‌تر می‌کند. هرطیفی از زنان در مسیر مبارزاتی تا مرحله‌ای که با خواست‌هایشان هماهنگ است پیش می‌آیند و سپس متوقف می‌شوند، اما رادیکال ترین آنان، بخشی است که مبارزه را تا آخرین مرحله یعنی از بین بردن هر گونه تبعیض و ستم جنسیتی، طبقاتی، نژادی، دینی، قومی و رسیدن به جامعه‌ای عاری از هر گونه ستم، استثمار و سلطه پیش می‌برد.  این بخش از جنبش زنان ساختاری افقی، فاقد سلسله مراتب و دمکراتیک داشته ونسبت به نخبه‌گرایی موضع‌گیری دارد. این بخش با گسست از چپ سنتی و فمینیسم سیستمی در جهت شکل‌گیری و رشد حرکات رادیکال زنان تلاش کرده و در پی خلق مفاهیم و شیوه‌ی نوین مقاومت و مبارزه به منظوررهایی زنان است. این بخش در جهت رادیکالیزه نمودن تئوری و پراتیک جنبش زنان از طریق تطبیق آموزه‌های چپ با شرایط موجود تلاش می‌کند و معتقد است زمان آن فرا رسیده که در هم تنیدگی ستم جنسیتی را با سایر ستم‌های موجود، در تئوری و پراتیک به کار بسته، وجوه ضدسرمایه‌داری، ضد مردسالاری و ضد سلطه را در جنبش زنان غالب کرده وآن را در رادیکال‌ترین سطح طیف چپ قرار دهد و در این پروسه رادیکال‌ترین آرمان رهایی زنان را تحقق ببخشد.
                                                                        الف – پگاه
                                                                   تریبونی برای زنان چپ                       
                                                                       اردیبهشت ۱۳۹۷

Tuesday, May 1, 2018

گزارش از روز کارگر




ما زنان «تریبونی برای زنان چپ» امروز به مناسب روز کارگر از اوایل صبح در سطح شهر تراکت زیر را در محلات مختلف  پخش کردیم:

روز جهانی کارگر روز همه‌  زحمتکشان ایران؛
 روز همبستگی جنبش مستقل زنان و جنبش کارگری
ما بخشی از جنبش مستقل زنان خواهان استقرار جامعه‌ای عاری از هر گونه تبعیض جنسیتی، طبقاتی، عقیدتی، نژادی، قومی، ملی هستیم. براین باوریم که ما زنان نیز همانند سایر جنبش‌ها برای رسیدن به این خواسته نهایی باید برمحوریت مطالبات خاص خود به سازمان‌یابی پرداخته واین سازمان یابی را به ابزاری برای تشکل مستقل و پیشبرد اهداف خود تبدیل کنیم و بر این اساس  « تشکل مستقل زنان کارگر» را یکی از ضروری‌ترین نیازهای کنونی مبارزات زنان و کارگران می‌دانیم. ما بخشی از جنبش مستقل زنان در راستای رسیدن به هدف نهایی، در جهت کسب  مطالبات حداقلی به شرح زیر مبارزه می‌کنیم:
-          دستمزد مساوی برای زنان در مقابل کار مساوی، ایجاد فرصت‌های شغلی یکسان با مردان، ایجاد تسهیلات و امکانات مناسب برای زنان باردارو دارای فرزند، تامین سالخوردگان، بازنشستگان، معلولین، زنان تنها و....
-          رفع بیکاری و پرداخت بیمه بیکاری به بیکاران. لغو قردادهای موقت، ساعتی، سفید امضا، تعیین حداقل دستمزد بر اساس خط فقر واقعی و لغو کار کودک؛
-          آزادی بیان، اندیشه، رسانه، تشکل، تجمع و تظاهرات، آزادی کلیه‌ی زندانیان سیاسی؛
-          به رسمیت شناختن اختیار زنان بر بدنشان، حق داشتن یا نداشتن فرزند؛ حق پوشش زنان و لغو حجاب اجباری و....؛
-          ریشه کن کردن فقر، فحشا، اعتیاد؛
-          محاکمه آمرین و عاملین جنایات چهار دهه؛
-          تامین بودجه و سرمایه گذاری واقعی برای رفع آلودگی محیط زیست، کمبود آب، حمایت از حیات وحش و ....
-          و....

 و در ساعت ده صبح به تجمع پنج تشکل مستقل کارگری و اتحاد بازنشستگان در جلوی مجلس، پشت به مجلس و روبه خیابان، پیوستیم. جمعیت بر خلاف انتظار قلیل بود گرچه در اطراف محل و روبروی محل کسانی گرد آمده و به تماشا ایستاده بودند. علت نیز این بود که از روز قبل نیروهای امنیتی با تهدید و حمله به خانه‌ی اعضای این تشکلات کارگری عملا مانع شرکت بسیاری از آنان در این تجمع شده بودند. تا ساعت یازده و نیم جمعیت، که بنرهای بزرگی در گرامیداشت روز اول ماه مه، محکوم کردن فقر و بیکاری، آزادی کارگر زندانی، تشکل مستقل زنان کارگر و ... را در دست داشت بدون درگیری ادامه داشت و شعارهای زیر را سر داد:
اتحاد بیداری/نه فقر نه بیکاری
کارگر، معلم، پرستار، بازنشسته/اتحاد اتحاد
نان، کار، آزادی
اعتراض، تجمع، تشکل/حق مسلم ماست
زندانی سیاسی آزاد باید گردد
کار، کار، این است شعار بیکار
تا حق خود نگیریم / از پا نمی‌نشینیم
و....
قطعنامه‌‌های پنج تشکل‌ کارگری و اتحاد بازنشستگان نیز خوانده شد و زمانی که جمعیت تصمیم گرفت با سردادن شعار «نان، کار، آزادی» و حمل بنرها و پلاکاردهایش به سوی میدان بهارستان حرکت کند نیروی‌های امنیتی مانع شدند و اقدام به پراکنده کردن جمعیت نمودند و برخوردهایی بین معترضین و ماموران امنیتی صورت گرفت و در طی آن دست کم شش نفر از تظاهر کنندگان دستگیر شدند که تا کنون خبری از آن ها در دست نیست.
                                                                                                تریبونی برای زنان چپ
                                                                                                ساعت ١٥ روز ١١ اردیبهشت ١٣٩٧


Sunday, April 29, 2018

روز جهانی کارگر روز همه‌ زحمتکشان ایران


روز همبستگی جنبش مستقل زنان و جنبش کارگری

ایران خشمگین است، خسته از ستم، معترض به بی عدالتی و نبود آزادی، اعتراض انباشته‌ی چهل ساله، مدتهاست به خیابان کشیده شده وجسورانه به پیش می‌رود. امسال اول ماه مه، روز جهانی کارگر را به نام مردمی که در خیابان‌های ایران به مبارزه برخاسته‌اند گرامی می‌داریم : کارگران، کشاورزان، زنان، معلمان، پرستاران، دانشجویان، بازنشستگان، مالباختگان، دستفروشان، معترضین قومی، نژادی، دینی، فعالین محیط زیست، دانشگاهیان، روزنامه نگاران و دگراندیشان، فعالین جنبش دادخواهی و.... تمامی آنانی که سیستم طبقاتی - مردسالاراسلامی جانشان را به لب رسانده و به خیابان ها کشانیده شده‌اند.
جهان در تلاطم است. غرب بر طبل جنگ می‌کوبد، خاورمیانه میدان تاخت و تاز سرمایه شده، هر دم گوشه‌ای از جهان طعمه‌ی نظامی‌گری سرمایه و برادران بنیادگرایش می‌شود، عراق، سوریه، یمن، افغانستان و....  و اما در ایران، رژیم در آستانه‌ی چهل سالگی به ورشکستگی آشکار رسیده و تاروپود پوسیده‌ی آن در حال فروپاشی است. بحران اقتصادی، فقر، بیکاری، تورم، بازار داغ اختلاس و فساد مالی، رشد بی سابقه‌ی اعتیاد، تن فروشی، کار کودکان، کارتن خوابی، زباله گردی، کولبری، فروش اعضای بدن برای لقمه‌ای نان و بلوای اخیرِ هرج ومرج اقتصادی، تلاطم بازار ارز که جیب مردم را روزبروز خالی‌تر کرده و به جیب دولت سرازیر می‌کند. لایحه‌ی افزایش دستمزدها، طنز گزنده‌ای  که در مناسبات سرمایه،افسانه‌ای بیش نیست:خط فقر حدود ۵ میلیون و دستمزد حدود یک میلیون، که همین حداقل هم ماه‌ها پرداخت نمی‌شود. و ناگفته نماند همین افزایش ناچیز هم از جانب بعضی کارفرمایان قابل قبول نبوده و با طرح تعدیل نیرو جبران می‌شود.
بحران سیاسی، اختناق، سرکوب و کشتار، آمار بالای زندانیان سیاسی و اعدام، اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در اعتراض به ستم آشکاری که برآنان اعمال می‌شود، خودکشی شدن زندانیان سیاسی و ارتقا مقام ایران از نظرتعداداعدام‌ها، که امسال از عربستان هم بالاتر رفت، سرکوب وحشیانه ی اعتراضات مردم دردی ماه ۹۶ ، ضرب و شتم دختران انقلاب، دستگیری‌های گسترده تجمع ۸ مارس در مقابل وزارت کار، شلاق زدن کارگران آق دره، ضرب و شتم کارگران هپکو، پرونده سازی علیه کارگران فولاد و هفت تپه، برخورد خشونت آمیزبا اعتراضات کارگران نفت و پتروشیمی، خودروسازی، شرکت واحد، راه آهن، سرکوب کشاورزان اصفهان، دراویش گنابادی، دستگیری دانشجویان، معلمان، نادیده گرفتن مطالبات بر حق پرستاران، بازنشستگان، مالباختگان و ... همه و همه نمونه‌هایی است از ورشکستگی سیاسی رژیم در ابعاد داخلی.
از سوی دیگر بحران زیست محیطی، ازبین بردن منابع آبی کشورکه عمدتا ناشی از سیاست‌های سودآوری بیشترسیستم است کشور را در معرض خطر خشکسالی قرار داده، آلودگی هوا و ریزگردها سلامت مردم را به خطر انداخته، فروش آب و خاک و منابع طبیعی، کشور را به ورطه‌ی نابودی کشانده است.  سیستم حاکم نه تنها عامل اصلی به هم خوردن اکو سیستم طبیعی است بلکه در مقابل فجایع ظاهرا طبیعی از جمله زلزله‌ی کرمانشاه نیزهیچ مسئولیتی به عهده نگرفته و تنها به سود خود می‌اندیشد.
روز جهانی کارگر را به نام زنان کارگر، تحتانی‌ترین و محروم‌ترین لایه‌ی کارگران که شرایط به مراتب سخت‌تری دارند گرامی می‌داریم. روند صعودی فقر زنانه و بازار جنسیتی کار، زنان را به نیروی اصلی کار در بخش غیر رسمی، کارهای موقت، فصلی، بدون تخصص، در کارگاه‌های کمتر از ده نفر که تحت پوشش همان قانون حداقلی کار هم نیست، تبدیل نموده، زنانی که به‌رغم کار برابر دستمزد کمتر می‌گیرند، بیمه ندارند، مورد تبعیض و خشونت‌های جنسیتی گوناگون در محیط کار، خانه و اجتماع قرار می‌گیرند و علاوه بر مناسبات بهره کشانه‌ی کاری، در حصار کار خانگی و مناسبات تبعیض آمیز خانواده و جامعه اسیرند و در این کلاف فرساینده امکانی و توانی برای متشکل شدن نداشته یا بسیار کم دارند.
ایران در تلاطم است و امواج این تلاطم نقاط عطف درخشانی را در مبارزات جنبش‌ها دامن زده است. فرودستان به پا خاسته‌اند و فریاد آنان هر روز در گوشه‌ای از ایران به گوش می‌رسد: کردستان، خوزستان، اصفهان، لرستان، آذربایجان، کازرون، تهران، تمامی ایران. این شرایط باعث همپوشانی و نزدیکی هر چه بیشتر جنبش‌ها گردیده و چشم‌اندازی را پیشاروی ما قرار داده که این نزدیکی را هر چه بیشتر به پیش ببریم. در این شرایط ما زنان چپ نیز، بزرگداشت روز کارگر و دوازده اردیبهشت روز معلم ( سالگرد کشته شدن ابوالحسن خانعلی معلم مبارز) راهمراه با مردم در خیابان برگزارمی‌کنیم ودر کنارآنان اعتراضات و مطالبات زنان را اعلام می‌کنیم:
ماخواهان استقرار جامعه‌ای عاری از هر گونه تبعیض جنسیتی، طبقاتی، عقیدتی، نژادی، قومی، ملی هستیم ومی‌دانیم که جنبش زنان همانند سایر جنبش‌ها برای رسیدن به این خواسته نهایی باید برمحوریت مطالبات خاص خود به سازمان‌یابی پرداخته واین سازمان یابی را ابزاری برای تشکل مستقل و پیشبرد اهداف خود بنماید. بر این اساس جنبش زنان  « تشکل مستقل زنان کارگر» را یکی از ضروری‌ترین نیازهای کنونی مبارزات زنان و کارگران دانسته و در عین حال مطالبات حداقلی خود را نیزبه شرح زیر اعلام می‌دارد:
-         دستمزد مساوی برای زنان در مقابل کار مساوی، ایجاد فرصت‌های شغلی یکسان با مردان، ایجاد تسهیلات و امکانات مناسب برای زنان باردارو دارای فرزند، تامین سالخوردگان، بازنشستگان، معلولین، زنان تنها و....
-         رفع بیکاری و پرداخت بیمه بیکاری به بیکاران. لغو قردادهای موقت، ساعتی، سفید امضا، تعیین حداقل دستمزد بر اساس خط فقر واقعی و لغو کار کودک؛
-         آزادی بیان، اندیشه، رسانه، تشکل، تجمع و تظاهرات، آزادی کلیه‌ی زندانیان سیاسی؛
-         به رسمیت شناختن اختیار زنان بر بدنشان، حق داشتن یا نداشتن فرزند؛ حق پوشش زنان و لغو حجاب اجباری و....؛
-         ریشه کن کردن فقر، فحشا، اعتیاد؛
-         محاکمه آمرین و عاملین جنایات چهار دهه؛
-         تامین بودجه و سرمایه گذاری واقعی برای رفع آلودگی محیط زیست، کمبود آب، حمایت از حیات وحش و ....
-         و....
اردیبهشت ماه ٩٧
تریبونی برای زنان چپ



جنبش زنان؛


 جنبش رهایی بخش سیاسی یا 
محدوده‌ی مطالبات خاص زنان 
الف – پگاه

• جنبش زنان در ایران، به ویژه در دهه‌های اخیر عمدتا اصلاح طلب و نخبه گرا بوده و بخش رادیکال آن به واسطه‌ی نداشتن تریبون و برخوردار نبودن از حداقل حاشیه‌ی امنیتی، امکان گسترش و رشد چندانی نداشته و در مقابل زنان اصلاح‌طلب به علت امکان کار علنی و داشتن حاشیه‌ی امنیتی بیشتر و حمایت رسانه‌های مدافع سرمایه‌داری توانسته‌اند خود را نماینده‌ی جنبش زنان قلمداد کنند. اما، جنبش زنان چهره‌های رسانه‌ای شده‌ی چند زن مطرح نیست... ...
اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
دوشنبه 
۹ بهمن ۱٣۹۶ -  ۲۹ ژانويه ۲۰۱٨


جهان در بحران بسر می‌برد بحرانی که نمایانگر پایان دوران نئولیبرالیسم است. جنگ، فقر، گرسنگی هر لحظه هزاران نفر را به کام مرگ می‌کشاند، سرمایه‌داری، برده داری نوینی را حاکم کرده که حاصل آن انحطاط و نابودی است. اینک فراتر از مناسبات استثمارگرانه، خطر نابودی کره زمین و نوع بشر مطرح است. ساختار جهانی جوامع از قرن بیستم زمان اوج سرمایه‌داری صنعتی، تغییرات زیادی یافته واشکال تاریخی سازمان‌های سیاسی اکنون دیگرتوانایی سازماندهی پراتیک اجتماعی را ندارند. به واقع نظریه‌های اجتماعی ازعینیات موجود سرچشمه می‌گیرند؛ نگاهی به عینیات موجود، مجموعه شرایط سیاسی، اجتماعی و تجربیات ملموس دهه‌های اخیر، بخوبی نشان می‌دهد که جنبش‌ها، به عنوان قدرتمندترین اشکال مبارزاتی توانسته‌اند نقشی موثر در اعتراضات و مبارزات مردم، سازماندهی اشکال دموکراتیک ودخالت‌گری سیاسی داشته باشند. مردم در این جنبش‌ها به طور مستقیم حضور داشته ودرجهت رسیدن به مطالبات خود حرکت می‌کنند. البته باید در نظر داشت جنبش‌ها به‌رغم آن‌که نقش اصلی را در عرصه‌ی مبارزات سیاسی و اجتماعی به عهده دارند اما گاها منزوی شده و توانی برای مبارزه ندارند و یا رفرمیسم بر آنها حاکم شده و به سازش با قدرت تن می‌دهند و این موقعیتی است که جنبش‌های مختلف از جمله جنش زنان به فراخور شرایط زمانی و مکانی بدان دچار می‌شوند : نمونه بارزاین افول، رکودی است که کمابیش برجنبش زنان ایران حاکم شده. شاید یکی از راه‌های برون رفت ازاین رکود، در وهله‌ی اول، نگاهی دوباره و بازتعریفی دیگر ازجنبش زنان باشد.
برای جنبش همانند سایر مفاهیم اجتماعی تعاریف مختلفی ارائه شده، این مفاهیم به علت سوژگی انسان مطلق نیستند و به شکل دیدگاه‌های مختلف تبیین می‌شوند. از یک منظر جنبش را می‌توان بر اساس دیدگاه‌های مارکسی، پسامارکسی و پسامدرن تعریف کرد. در گفتمان چپ عده‌ای تحولات اجتماعی سیاسی را بر اساس نظریات لنین مطرح کرده و معتقدند که دگرگونی اساسی در جوامع سرمایه‌داری به وسیله‌ی طبقه‌ی کارگرو تحت رهبری حزب پیشاهنگ انجام می‌شود. بخشی از چپ، به نظریات گرامشی استناد می‌کنند که در جوامع سرمایه داری علاوه بر نابرابری‌های طبقاتی، آزادی‌های صوری و حقوق انتخاباتی را مطرح می‌کند. او معتقد است بحث قدرت در نهادهایی همچون دولت، مدرسه، خانواده و وسایل ارتباط جمعی نهادینه شده و جنبش‌های اجتماعی که فاکتورهای ضدهژمونی دارند در مقابله با این نهادها می‌توانند موثر باشند.
در تئوری پسامارکسیستی، کثرت گفتمان طرح می‌شود، گفتمان متعادل می‌تواند متن‌های هژمونیک را به هم زده و جامعه را دموکراتیزه کند. از این زاویه بُعد طبقاتی در ایجاد تحولات مهم است اما استراتژیک نیست.
پسامدرن به پلورالیسم مبارزه‌های ضد هژمونی باور دارد که به هیچ بدیلی نیاز ندارد، پلورالیسم اعتراضات موجود، مرکزیت طبقات را رد می‌کند، از این روی کثرت جنبش ها، ضد هژمونیک است و می‌تواند تحولات اجتماعی را شکل دهد.
برخی نظریه‌پردازان معتقدند حرکات جمعی بدون در نظر گرفتن ماهیت مترقی یا ارتجاعی آن از زمره‌ی جنبش‌ها می باشند مانند حرکات توده‌ای فاشیستی یا فرقه‌های مذهبی که جمع زیادی از مردم را به دنبال خود می کشند. بعضی نظریه پردازان ساختار منسجم واهداف مشخص را لازمه جنبش می‌دانند یا تشکل معین و وجود رهبری مشخص را ضروری می‌دانند. اما با توجه به تجربیات موجود شاید بتوان با قایل شدن ویژگی‌هایی برای جنبش از جمله: وجه اعتراضی و مبارزاتی، چالش با سیستم حاکم و داشتن نگاه به آینده‌ای بهترو انسانی‌تر بتوان به بازتعریفی از جنبش دست یافت. در واقع جنبش‌ها توسط گروهی ناراضی از وضع موجود شکل می‌گیرند که نظم اجتماعی سیاسی را به چالش کشیده و قصد تغییر یا اصلاح آن رادر جهت رسیدن به جامعه‌ای بهتر دارند، فعالیت آنان مداوم و پیوسته ( نه الزاما در برهه ی زمانی مشخص و محدود) بوده و تا حدودی( نه الزاما با اشکال آشنای موجود) سازماندهی داشته و ساختارمندند. گروه‌های فعال در این جنبش‌ها می‌توانند درک نسبتا مشترکی از اهداف و ایده‌ال‌های جنبش داشته باشند یا اینکه در مسیر مبارزاتی خود به این درک برسند، جنبش ضدجهانی‌سازی وجنبش وال ‌ستریت نمونه‌هایی از این جنبش‌ها به شمار می‌روند.
جنبش زنان: جنبش زنان، جنبشی اجتماعی سیاسی است که گسترده‌ی وسیعی دارد. این جنبش هم حرکات نسبتا سازمان‌یافته اعتراضی و مبارزاتی بر علیه تمامی اشکال سلطه را که هدفش رهایی زنان از سلطه‌ی مردسالاری و سرمایه‌داریست در برمی‌گیرد، هم مبارزات سازمان‌یافته و اعتراضی با محوریت ستم جنسیتی، مانند اعتراضات زنان در سال
۱۳۵۷ به حجاب اجباری، هم مجموعه حرکاتی که زنان محرک یا نیروی اصلی شکل دهنده‌ی آن هستند هرچند نمود بیرونی آن جنسیتی به نظر نرسد مانند اعتراضات اخیرزنان روستایی به تملک زمین هایشان توسط شهرداری وهم مجموعه‌ی مبارزات فردی زنان که آگاهانه یا غیر آگاهانه ازعرصه‌ی اجتماعی تاثیر یا نشات گرفته ونمود اجتماعی نیزمی‌یابد مانند حرکات فردی زنانی که قانون را زیر پا گذاشته و با تغییر ظاهر به استادیوم‌های ورزشی می‌روند یا نمونه‌ی بسیار جدید و جسارت‌آمیز « دختر خیابان انقلاب» که در اعتراض به حجاب اجباری، روسری سفید خود را در خیابان چون پرچمی بدست گرفت.
اگر با نگرش مدرن به جنبش زنان نگاه کنیم باید آن‌را زاییده مدرنیسم بدانیم یعنی فمینیسم موج اول در آمریکا و اروپا و دوران مشروطه در ایران. در دوران مدرن جنبش‌ها به اشکال قدیمی و جدید تعریف می‌شوند. جنبش‌های قدیمی عمدتا اشکال سازماندهی عمودی و هرمی داشتند دارای رهبری و سلسله مراتب بوده و برنامه مبارزاتی مشخص با تاکتیک و استراتژی معین ارایه می کردند. معمولا از این جنبش‌ها احزاب و سازمان‌هایی بیرون می‌آمدند که مسیر مبارزات را سمت و سو می‌دادند مانند جنبش‌های کارگری در قرن گذشته. اشکال جدید جنبش فاقد سلسله مراتب بوده به صورت افقی و شبکه‌ای و بدون رهبری مشخص و معین عمل می‌کنند برنامه مبارزاتی آنان عمدتا در شرایط عینی شکل می‌گیرد، معمولا پروژه‌ای و مقطعی کار می‌کنند وتشکل‌های خاصی از آن بیرون نمی‌آید مانند جنبش ضد سرمایه داری اخیر در آلمان. با نگاهی فراتر از حیطه مدرنیسم، زنان بر خلاف سوژه سایرجنبش ها مانند کارگران و دانشجویان، حاصل مقطع خاص زمانی نیستند و ستم جنسیتی از دیرپاترین اشکال ستم تاریخی است پس جنبش زنان به معنای مجموعه مبارزات زنان بر علیه اشکال مختلف ستم به‌ویژه ستم جنسیتی، تاریخی بس دراز دارد. جنبش زنان، جنبشی یکدست نیست، نه در دیدگاه‌ها، نگرش و ریشه‌یابی فرودستی زنان، نه در روش‌ها‌ی مبارزه وارائه‌ی چشم انداز و افق زنان. جنبش زنان جنبشی متکثر است که گرایشات گوناگون آن نشان دهنده‌ی جایگاه‌های طبقاتی و اجتماعی متفاوت زنان است. موقعیت زنان به شکلی ساختاری از موقعیت مردان متفاوت است و واقعیت‌های زیسته زنان عمیقا با مردان فرق می‌کند و جنبش زنان حاصل تجربه‌های عینی تک تک زنانی است که فرودستی زنان و تبعیضات جنسیتی موجود دغدغه‌ی آنان است. رشد آگاهی زنان درسطوح مختلف زمینه‌ساز اعتراضات آنان گشته و نمود خود را در مبارزات آنان نشان داده. درهر زمینه ای که زنان به آگاهی رسیده‌اند اعتراضات و مبارزات آنان نیز بر اساس این آگاهی و به فراخور شرایط شکل گرفته است. از این روی در طول تاریخ، جوامع مختلف بسته به شرایط اجتماعی خود شاهد جنبش‌هایی برای به دست آوردن حقوق زنان بوده و هستند، همه‌ی این جنبش‌ها به‌رغم تفاوت‌های مربوط به شرایط زمانی و مکانی دارای مشترکات عینی و تاریخی هستند. در ایران نیز این روند تاریخی مشهود است وبر خلاف تصور غالب، جنبش زنان تنها مختص به زنان طبقه متوسط و یا برهه‌ی خاص زمانی یا اشکال خاص مبارزاتی نیست بلکه جنبشی است عمومی که نمود آن را به اشکال گوناگون می‌توان دید، مبارزه با تبعیض‌های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی علیه زنان، مقاومت در برابر حجاب اجباری، زورگویی‌های روزانه و متدوال عمال حکومت از خانه تا محل کارو خیابان، مبارزه با قوانین زن ستیز، مقابله با عدم حضور زنان در ورزشگاه‌ها، مبارزه برعلیه عدم حضور زنان در عرصه‌ی موسیقی، بر علیه آزار زنان دستفروش، بر علیه اجازه‌ی مرد برای سفر خارج از کشور زن، بر علیه تبعیضات آموزشی، بر علیه استثمار کار خانگی و مناسبات نهاد خانواده. این جنبش تمامی اقشار زنان از دانشجو، کارمند، کارگر، خانه دار، معلم، پرستار، وکیل، دستفروش، خدمتکار خانگی و زنان روستایی را در بر می گیرد. جنبش زنان نه تنها در ایران که در کل جهان جنبشی تک محور نیست و نادیده گرفتن تفاوت‌های زنان وهر گونه محدود کردن گستره‌ی مبارزات زنان از جمله قائل شدن زن سفیدپوست و دگرجنس خواه طبقه‌ی متوسط به عنوان سوژه‌ی مبارزات زنان وغالب کردن خواسته‌های آنان، جنبش زنان را محدود و ناکارآمد می‌کند.
سطوح مختلف جنبش زنان ایران مطالباتی خاص دارند : لغو کلیه ی قوانین تبعیض آمیز از جمله ارث و شهادت، لغو کلیه‌ی تبعیضات در عرصه‌ی تولید از جمله نابرابری دستمزد، لغو کلیه‌ی مجازات‌های اسلامی از جمله سنگسار، آزادی پوشش و لغو حجاب اجباری، حق پایان دادن به بارداری، آزادی انتخاب شغل، رفع کلیه‌ی تبعیضات آموزشی و.... اما محرز است که تحقق این مطالبات در درون سیستم حاکم موجود امکان پذیر نیست و اگر هم در مواردی به نتیجه برسد ماندگار نخواهد بود و هر زمان ممکن است توسط قدرت حاکم پس گرفته شود. جنبش زنان در ایران برای ماندگار بودن و پیش رفتن فراتر از تلاش برای دستیابی به این مطالبات باید کل سیستم سرمایه‌داری و مردسالاری را هدف قرار داده و به مسائل ریشه‌دارتر نظام سرمایه‌داری ومردسالار از جمله عدالت اقتصادی، مذهب، خانواده و کلیه‌ی ساختارهای زن ستیز بپردازد. منظور نه نفی مبارزه برای رسیدن به مطالبات مشخص زنان بلکه رادیکالیزه نمودن این مبارزات است. با رفرم و هراقدامی که هر چند ناچیز به بهبود شرایط زنان کمک کند نمی توان مخالفت کرد ولی با رفرمیسم به عنوان شیوه‌ای سازشکارانه و درون سیستمی که به تثبیت حکومت کمک می‌کند باید موضع گیری شفاف داشت. جنبش زنان به منظور بقا و بیرون آمدن از وضعیت رکود موجود باید از فضای اصلاح طلبی که بر آن حاکم شده فراتر رفته و تحولات ریشه‌ای را مد نظر داشته باشد. این تجربه‌ای تاریخی است که رهایی زنان، نه از صندوق رای و مذاکرات مسالمت آمیز، بلکه از درون مبارزات رادیکال و پی‌گیر آنان به دست می‌آید.
متاسفانه جنبش زنان در ایران، به ویژه در دهه‌های اخیر عمدتا اصلاح طلب و نخبه گرا بوده و بخش رادیکال آن در اقلیت قرار گرفته، این اقلیت تریبونی رسمی وعلنی در اختیار ندارد و از جانب رسانه‌های سرمایه‌داری که عامل پیشبرد اهداف قدرت و شکل دادن به افکار مردم هستند عامدانه نادیده گرفته می‌شود. بخش رادیکال جنبش زنان به واسطه‌ی نداشتن تریبون و برخوردار نبودن از حداقل حاشیه‌ی امنیتی، امکان گسترش و رشد چندانی نداشته و بنابراین نتوانسته خطوطی مشخص و آشکار در درون جنبش زنان ایجاد کرده و افق رهایی زنان را به‌درستی ترسیم کند. در مقابل زنان اصلاح‌طلب به علت امکان کار علنی و داشتن حاشیه‌ی امنیتی بیشتر و حمایت رسانه‌های مدافع سرمایه‌داری توانسته‌اند خود را نماینده‌ی جنبش زنان قلمداد کنند. اما، در واقع جنبش زنان در دهه‌های اخیر نه چهره‌های رسانه‌ای شده‌ی چند زن مطرح، بلکه کلیت مبارزات و مقاومت‌های زنان و شکل‌گیری نهادها و ایده‌های خودجوش و پی‌گیری است که در میان زنان در عرصه‌های مختلف اجتماعی بوجود آمده و برای رسیدن به مطالبات خود تلاش می‌کنند.                                         
                                                                                     تریبونی برای زنان چپ
                                                                                         
           
                                                   


Thursday, March 8, 2018

گزارشی از روز هشت مارس درتهران




روز پنجشنبه ٨ مارس به مناسبت بزرگداشت روز زن و همراهی با مبارزات زنان ایران در عرصه‌های مختلف، ما، زنانِ «تریبونی برای زنان چپ» در گروه‌های دو نفره تراکت زیر را در سطح شهر تهران بین مردم پخش کردیم و سپس به تظاهرکنندگان جلوی وزارت کار پیوستیم.
«ما زنان رهایی طلب و برابری خواه خواستار جدایی دین از حکومت و استقرار جامعه‌ای دموکراتیک و عاری از هر گونه تبعیض و نابرابری جنسیتی، طبقاتی، مذهبی، قومی، ملی و .... هستیم، که ضامن حقوق تمامی زنان به شرح زیرباشد:
الف: الغای کلیه‌ی قوانین زن ستیز و تبعیض آمیز علیه زنان، از جمله قوانین مربوط به ارث، ازدواج، طلاق،حضانت فرزندان، تحصیل در کلیه‌ی مقاطع تحصیلی، اشتغال، هنر، ورزش،  خروج از کشور و...
ب: به رسمیت شناختن حق زنان بر بدنشان از جمله لغو حجاب اجباری، تامین آزادی پوشش و آزادی سقط جنین و ...
ج: مبارزه باباورها، فرهنگ و سنت‌های زن‌ستیز در اجتماع، محل کار، خانواده، رسانه‌ها، مراکزآموزشی و...
د: رفع بیکاری و دستمزدمساوی برای زنان در مقابل کار مساوی، ایجاد فرصت‌های شغلی یکسان با مردان، ایجاد تسهیلات و امکانات مناسب برای زنان باردار و دارای فرزند، تامین سالخوردگان، بازنشستگان، معلولین، زنان تنها و...
ه: آزادی بیان، اندیشه، رسانه، تشکل، تجمع و تظاهرات
و: آزادی کلیه زندانیان سیاسی
ز: ریشه کن کردن فقر، فحشا، اعتیاد از طریق توانمند سازی قربانیان،  کار فرهنگی ، توانبخشی و ....
ح: محاکمه آمرین و عاملین جنایات سه دهه گذشته تا کنون و تامین حقوق و مطالبات بازماندگان این جنایت‌ها
ط: تامین بودجه وسرمایه‌گذاری واقعی برای رفع آلودگی‌های زیست محیطی، کمبود آب، حمایت از حیات وحش و...
ی:.....»
محل تظاهرات توسط نیروهای امنیتی و لباس شخصی‌های مجهز به دوربین‌های فیلم‌برداری اشغال شده بود. ولی زنان و مردان بسیاری در پیاده‌روها، ایستگاه‌های اتوبوس ایستاده و نشسته و یا در حال رفت و آمد بودند. تراکم نیروهای امنیتی در حدی بود که امکان تجمع وجود نداشت اما در فرصتی کوتاه حدود ٣٠ تا ٥٠ نفر از فعالان زنان توانستند شعارهای زیر را سردهند:
«نان، زنان، آزادی، لغو حجاب اجباری»
«تجمع تجمع حق مسلم ماست»
با حمله‌ی نیروهای انتظامی عده‌ای به کوچه پس کوچه‌ها فرار کردند ولی تعدادی از زنان و مردان دستگیر شدند، تا جایی که ما دیدیم دو تا ون پر از دستگیر شدگان بود. عده‌ای از آن‌ها را به   وزرا  برده‌اند و برخی را به پست‌های نیروهای امنیتی در سایر نقاط شهر منتقل کرده‌اند. هنوز کسی آزاد نشده.
قرار بود اگر امکان تجمع جلوی وزارت کار نبود چهار راه امیراکرم تجمع کنیم ولی آن‌جا هم توسط پلیس امنیتی اشغال شده بود و امکان تجمع نبود.
                                                                             تریبونی برای زنان چپ
                                                                             ١٧ اسفند ١٣٩٦



Sunday, March 4, 2018

گرامیداشت روز بزرگ ۸ مارس




 در هر شرایطی که هستیم  با تمام توانمان و با دستانی به هم گره خورده تلاش کرده ایم که چون همیشه روز جهانی زن را در کنار همه زنان جهان به جشن بنشینیم. در زیر انواع و اقسام بند و زنجیرهای قانونی و غیر آن، گرد هم آمدیم.
همچون همیشه خوشامدگویی سرشار  از عشق به همه زنان و مردانی که دغدغه رهایی همه انسانها را دارند و سپس بیان تاریخچه ای مختصر  از این روز بزرگ و مبارزات زنان در ایران و جهان.
ساز زدیم و آواز خواندیم. تئاتری در موضوع ستم هایی که می کشیم، اجرا کردیم. کارگاهی در خصوص نقش تبعیضات جنسیتی، ستم طبقاتی، دین و سنت، آموزش و فرهنگ در زندگی زنان این مرز و بوم داشتیم و نتیجه حاصل از آن، رفتن به سوی "آگاهی" و "تشکل مستقل زنان" بود.
ما زنان در هر برهه از تاریخ به گونه ای پیگیر مطالبات خود بوده ایم و تا کنون در زمینه هسته های مطالعاتی، برپایی مراسم روز جهانی زن، آکسیونهای محدود در این رابطه و انتشار کتب و مقالات متعدد در زمینه مسائل زنان کوشش کرده ایم.
پیش از جنبش دی ماه ۹۶ ویدا موحد معروف به دختر خیابان انقلاب برای اعتراض به حجاب اجباری روسری از سر کشید و بر بادش داد. پس از آن با شروع تظاهرات پر شور خیابانی در اعتراض به مشکلات بیکاری و گرانی و... حرکت دختران انقلاب تداوم یافت.
در واقع از یک سو سیستم سرمایه سالار و سود محور و از سوی دیگر حاکمیت مردسالارانه و سلطه مذهب و سنت، بستر خیزش و تحرکات مترقی ماههای اخیر بوده است.
ضروری است که جنبش زنان در تداوم حرکت "دختران خیابان انقلاب" گامهای بلندی بردارد.

بخشی از زنان کرج و تهران
اسفند ۹۶

ارسالی به تریبونی برای زنان چپ