Saturday, May 16, 2015



تبعیض جنسیتی در آموزش و پرورش


مبنای نظام آموزشیِ سرمایه داری – دینیِ جمهوری اسلامی، ترویج و تحکیم نابرابری های جنسیتی است که همراه با فرهنگ سنتی جامعه، دست در دست هم تبعیضات گوناگونی را بردختران و زنان روا می دارند. نهاد های آموزشی، برای دختران و پسران غالباً جداگانه و به طور تبعیض آمیز برنامه ریزی می کنند، دروس و رشته های درسی کنترل می شوند تا خواسته های ایدئولوژیک و مردسالارانه ی این نهادها تأمین شوند وبه هیچ وجه دروسی که دیدگاه ها و تجربه های زنان را دربرداشته باشند، وجود ندارند. در سال های اخیر حتا تنها رشته ی تخصصی موجود در مقطع کارشناسی ارشد، مطالعات زنان بود که به دستور خامنه ای از دروس دانشگاهی حذف شد. آنچه را که مردان مبنای رفتار تبعیض آمیز خود می دانند، تفاوت بیولوژیک (1) زن و مرد است که اکثر آنها از این مسئله سوءاستفاده می کنند تا تبعیضاتی را که به زنان روا می دارند، توجیه کنند. آنها علت این تبعیضات را ناتوانی زنان می دانند و آگاهانه بسیاری از توانایی های آنان را نادیده می گیرند.
تبعیض جنسیتی از نخستین روز تولد آغاز می شود. نام ها، رنگ ها، اسباب هایبازیو... به تفکیک برای هر جنس انتخاب می گردند؛ اسباببازیهایی که دختر را برای نقش خانه داری و مادرشدن آماده می کنند و پسر را برای کار و تلاش در بیرون از خانه. هم چنین کودکان آموزش می بینند که چه رفتاری داشته باشند، آنچه را که نرم و ملایم و از موضع ضعف باشد به دختران آموزش می دهند؛ طرز نشستن، باحیا بودن، بازی با همجنسان شان و از این دست،به تکرار به آنها گوشزد می شود. اما پسران به رفتار جسورانه، پرخاشگرانه و از موضع اقتدار تشویق می گردند. فرهنگ سنتی خانواده، کودکان را این گونه آموزش می دهد.
اما تنها خانواده نیست که به فکر تربیت دختران برای نقش های آینده ی آنها یعنی؛ خانه داری و مادرشدن است، بلکه همان طور که ذکر شد، برنامه های آموزشی و بسیاری از موادِ درسیِ تعیین شده برای دختران، در این راستا است.
در مرحله ی ورود به مهدکودک و پیش دبستان به غیر از آموزه های خانواده،کودکان با تفکیک ها و تبعیض های جدیدی رو به رو می شوند؛ مثلاً در کار و ورزشهر یک با همجنسان خود هستند، هنگام ناهار، در جشن ها و... آنها را در جایگاه های مجزا قرار می دهند و در دیگر موارد در ساختن کاردستی و انواع بازیاز هم جدا می شوند. در بسیاری از موارد مربیان با جملاتی مانند"دختر که این کار را نمی کند" یا "این کار مال پسرهاست" رفتار دختران را کنترل می کنند. در این دوران، کودکان زیرِ هفت سال از ابتدای ورود به مهدکودک،احکام دینی و قرآن را آموزش می بینند و در هر ماه یک سوره یاد می گیرند. در مرحله ی پیش دبستانی این آموزش بیشتر می شود.
در این میان جا دارد از مربی و کمک مربی مهدکودک ها (کودکستان) که زن هستند سخن گفت. آنها با کمترین مدرک و تخصص در این شغل کار می کنند. آنها خواسته های تبعیض آمیز نظام آموزشی مردسالار را زیر سوال نمی برند و آگاهی لازم را برای به کار بردن شیوه های نوین ندارند. این مربیان که خود در بستر جامعه ای سنتی با نگرش پدرسالارانه رشد کرده اند و طبق کلیشه های مردانه کارمی کنند یعنی؛ پسران را باهوش و بااستعدادتر از دختران می دانند و باورهای سنتی خود را در رفتار با کودکان به وضوح نشان می دهند. در این مرحله است که مسئله ی تفکیک باعث می شود که دختر و پسر بی اعتمادی به هم را آغاز کنند و با همجنس خود آسوده تر باشند.(2)
آنچه کودکان از تفاوت های جنسیتی تا سنین شروع تحصیل آموخته اند، در دوران ابتدایی گسترده و تحکیم می شود. در بررسی کتاب فارسی(مشت نمونه خروار) متوجه می شویم که زن نقشی فرعی و حاشیه ای دارد امامرد نان آور است.در تصاویر مرد را به هنگام خرید با زن و فرزندان می بینیم که مشغول پول دادن است(زن منفعل ایستاده)، پزشک، عکاس، نقاش، باغبان، کشاورز(با وجودی که زنان در شالیزارها حرف اول را می زنند) وحتا معلم،همه و همه مرد هستند. در کنار این تصاویر، تصاویر زنان در کتاب را این گونه می بینیم: بر سر تنور خانگی در حالِ پختن نان، باحجاب کامل کنار گهواره، پیش بند بسته، قالیباف، سفالگر، فقط یک مورد معلم با چادر، دختربچه ها در حال جارو کردن و یا خانه تکانی و... در مجموع زنان در آشپزخانه و مراقبت از بچه ها نشان داده می شوند.(فارسی دوم ابتدایی1393)
با نگاهی به کتاب فارسی دیگری، تصاویر مردان را در سراسر کتاب به حد وفور می بینیم و اکثراً با ریش و سبیلِ  انبوه، در حالی که شمار تصاویر زنان به انگشتان دست هم نمی رسد. حتا در عکس روی جلد پسری ایستاده و دختری محجبه، نه در کنارش بلکه پشت سر او قرار گرفته است.(فارسی پنجم ابتدایی1393)
غیر از مشکلات کتب درسی، نقش معلمان در نسبت دادن ویژگی های مستقل بودن، کاوشگری و شجاعت به پسران در این سنین قابل توجه استاما از دختران می خواهند منظم و تمیز، آرام و کم حرف باشند. اینجا شجاعت به دختران توصیه نمی شود و انتظار خلاقیت نیز از آنها ندارند. این تبعیضات پسران را به رقابت و خصومت با دختران تشویق می کند و دختران را به اطاعت و انفعال سوق می دهد.
در دوره ی متوسطه مسئله ابعاد جدی تری به خود می گیرد. در هنرستان های فنی و حرفه ای تبعیض در رشته های تحصیلی قابل تأمل است. مواد درسی پسران: ساخت و تولید، مکانیک خودرو، الکتروتکنیک، نقشه برداری، ساختمان، صنایع چوب و شیمیایی و غذایی. در مدارس کارِدانش پسران نیز کابینت سازی، برق ساختمان، تعمیرخودرو، تعمیر برق و موتورخودرو، برق صنعتی، تابلوسازی برق صنعتی، تعمیر ماشین های الکتریکی، الکترونیک صنعتی، ساختمان، تعمیر سیستم های صوتی و تصویری، نجاری، سیم کشیِ ساختمان، جوشکاری، تراشکاری و... از این دست بهپسران ارائه می شود.
برای دخترانهنرستان فنی و حرفه ای: دوخت، نقاشی، انیمیشن سازی، بازرگانی. برای مدارس کارِدانش نیز رشته های عکاسی و فیلمبرداری، دوخت های تزئینی، چهره سازی، آشپزی و شیرینی پزی، خیاطی لباس شب و عروس، نگارگری، تعمیر تلفن رومیزی و موبایل، بازاریابی، کودک یاری،هنر فرش و اموراداری وجود دارند.
در این مدارس رشته های مشترکی برای دختران و پسران نیز وجود دارند: کامپیوتر، معماری، گرافیک، الکترونیک، سفال و سرامیک، نقشه کشی معماری، نقشه کشی عمومی و تربیت بدنی در فنی و حرفه ای. در کارِدانش نیز طراحی صفحات وب، تصویرسازی کامپیوتر، گرافیک کامپیوتری، حسابداری، حسابداری مالی، نقشه کشی ساختمان.(منبع: برنامه ریزی آموزش متوسطه برای تمامی هنرستانهای فنی و حرفه ای و کارِدانش)
در بازدید از دفتر مقطع متوسطه فنی و حرفه ای و کارِدانش- یکی از ادارات مناطق آموزش و پرورش تهران- تصاویر فعالیت های دانش آموزان این مراکز کنار در ورودی اتاق نصب شده بود. تابلوها و یونولیت های چند مدرسه ی دخترانه از این قرار بودند: میزهای چیده شده ی غذا، کارگاه های خیاطی، کلاس های نقاشی و نمونه هایی از نقاشی ها، نمونه های عکس های دختران عکاس و کارگاه های سفال و سرامیک به چشم می خوردند و اثری از یک کار صنعتی دیده نمی شد. اما پسران بدون استثنا درون کارگاه، پشت دستگاه های فنی مشغول به کار بودند. این نشان می دهد آن یکی دو رشته ی صنعتی که دختران حق ورود به آن را دارند فرمالیته است و کار عملی مشخصی ندارد. 
موفقیت یا عدم موفقیت در دوره ی متوسطه برای هر دو جنس اهمیت بسیاری دارد. آزمون دشواری در راه است که تا حدی آینده ی آنان را تعیین می کند اما بی کم و کاست برای دختران، نخست تشکیل خانواده تعیین شده و داشتن شغل، در درجه دوم اهمیت قرار دارد. جوامع سرمایه داری برای بازتولید نیروی کار(3)به کارخانگی زنان نیاز دارند و برای آن برنامه ریزی می کنند.هم چنین در فرهنگ طبقاتِ اجتماعی، تحصیل پسر از دختر بااهمیت تر است. زیرا پسر پس از اتمام تحصیلات باید در پی انتخاب حرفه ای باشد اما دختر باید تحت حمایت و وابسته به دیگری زندگی کند. در بسیاری از موارد دختران بااستعداد و موفق در تحصیل را می بینیم که جز آنچه برایشان در نظر گرفته شده چشم- اندازی دیگری ندارند.
نکته ی قابل توجه دیگر در دوران دبیرستان و پیش دانشگاهی این است که بسیاری از پسران به دلیل مشکلات معیشتی مدرسه را ترک می کنند و به بازار کار می پیوندند. برخی نیز تحت تأثیر محیط نامناسب اجتماعی، گرفتار اعتیاد و... می شوند. اما درصد قابل توجهی از دختران دوران متوسطه را تمام کرده و وارد دانشگاه می شوند. این امر دلایل مختلفی دارد از جمله محدودیت های خانوادگی برای دختردر خروج از خانه وتوجه بیشتر آنها به درس، نداشتن تفریح در حد پسران ومهمتر از همه تغییر در نگرش دختران در مورد آینده یشان است. در سال های اخیر حضور دختران در ورود به دانشگاه بیش از پسران بوده که هم مسائل معیشتی و هم فرهنگی در آن دخیل بوده اند. در کنکور سال 93 تعداد دختران شرکت کننده حدود شصت درصد و شمار پسران چهل درصد بوده است.
گذشته از مسئله ی تبعیض های جنسیتی، توجه به موقعیت طبقاتی جوانان و نوجوانان در ادامه ی تحصیل حائز اهمیت است زیرا پسرانی کهبرای کار ترک تحصیل می کنند و دخترانی کهمجبور به ازدواج می شوند در پایین ترین سنین باید نقش بزرگ سالان را ایفا کنند و به طبع تعداد کمتری از ورودی های دانشگاه ها از طبقات محروم جامعه هستند.
به این ترتیب نظام آموزشی، تلاش کرده تقسیم کار تبعیض آمیز و مورد دلخواه خود را در کودکان و جوانان جا بیندازد اما این در حالی است که دختران و زنان ما با رشد خود، بسیاری از این تبعیضات را زیر سوال برده، تحصیل می کنند و یا در حرفه های گوناگون مشغول به کاراند. جنبش زنان نیز در پی به دست آوردن مطالبات خود ازهمه نوع، از پا نمی نشیند. آنچه که نظام در پی آن است سرکوب دختران و زنانی است که زیر بار نقش های سنتی نمی روند و به شیوه های مختلف با این سیستم سرمایه/مردسالار مبارزه می کنند.





(1)   در اینجا منظور جسم و بدن زنان است.

(2)   با توجه به تبعیضاتی که میان دختر و پسر ذکر شد مشکل فعلی این است که مقطع پیش دبستانی در کل زیر سوال رفته، زیرا دولت روحانی از آموزش پیش دبستانی ممانعت به عمل می آورد و نیازی به وجود این مرحله از پرورش کودکان نمی بیند.
هم اکنون جمعیت کودکان پیش دبستانی از پنجاه درصد در سال 90 به ده درصد در سال 93 کاهش یافته است.(باشگاه خبرنگاران جوان2/6/93) نکته ی دیگر این که مردم درصورت تمایل می توانند برای ورود کودکان خود به پیش- دبستان به مهد کودک ها و مدارس غیرانتفاعی ( بخش خصوصی ) مراجعه کنند یعنی ؛ بار مالی آن بر دوش خانواده ها افتاده است.از دیگر اقدامات وزیر روحانی- فانی- جلوگیری از استخدام معلمان پیش دبستانی است و به تجمعات اعتراضی این مربیان توجهی نمی کند.این ممانعت در راستای سیاست های انقباضیِ(منظور عدم استخدام جهت عرضه نکردن پول(حقوق) است تا اهداف مالی دولت را تأمین کنند)دولت روحانی است که هرگونه استخدام در ادارات دولتی به ویژه آموزش و پرورش را ممنوع اعلام کرده است. به گفته ی معاون آموزش ابتدایی وزارت خانه، برای جبران کمبود نیرو درمقطع ابتدایی از نیروهای خدماتی و غیرمتخصص یا معلمان بازنشسته استفاده کرده اند. و به گفته فانی کمبود معلم را با دادن حق التدریس برای ساعات اضافه کاری آنها جبران می کنند. (نقل ازخبرگزاری ایسنا، فارس، باشگاه خبرنگاران جوان) این گونه است که نیروی جدیدی استخدام نمی کنند و بر خیل بیکاران می افزایند.

(3)   زنان با کارخانگی خود وسایل آسایش مردان را در خانه فراهم می کنند و آنها با نیرویی تازه وارد کار می شوند. این گونه است که سرمایه داری بدون پرداخت هیچ هزینه ای، نیروی کار مورد نیازش را بازتولید می کند.



تینا. ف/  آذر 1393               

No comments:

Post a Comment