Tuesday, September 13, 2016

عزم جنبش معلمان برای یک گام به پیش




 " ارسالی به تریبونی برای زنان چپ "


سیر حوادث و رخدادها در چند ماه گذشته چنان سریع و بی امان از مقابل چشمان مردم گذشت و چنان اخگر سوزانی در بطن جامعه بحران زده افروخت که شاید هیچ ترفند و حقه ای از جانب کارگزاران رنگارنگ حاکمیت نتواند آبی بر این آتش برآمده از قلب واقعیت های پنهان وآشکار جامعه، بپاشد.
سخن بر سر دو رویداد مهم و حیاتی است:
نخست، افشای فیش های نجومی و اختلاس های میلیاردی مدیران و مسئولان رده بالای دولتی و غیر دولتی و دوم، افشای بخش هایی از فاجعه قتل عام هزاران جوان و نوجوان در دهه 60 که از سوی دفتر آقای منتظری به بیرون درج یافت.
مسلما دلایل این افشاگری ها از یک سو به جنگ بر سر قدرت جناح های درون حاکمیت و از سوی دیگر به فشار و نارضایتی هر دم افزونتر اکثریت افراد جامعه مربوط می شود.
در این میان چشم پوشی از مناسبات ضدانسانی جناح های مختلف سرمایه داری جهانی بسی خطرناک است که ایران و خاورمیانه را چون صید با ارزشی دربرگرفته و به اعمال سیاست های جنگ طلبانه (سوریه) و لابیگری با حاکمان (ایران) به کمین نشسته اند. این هوشیاری ها از آن جهت حیاتی است که وابستگی بی بدیلی میان فاجعه قتل عام های دهه 60 و سرکوب های 78و88 و سرکوب جنبش های کارگران، معلمان، زنان و دگراندیشان با فساد گسترده رده های حکومتی و اجرای سیاست های سرمایه داری جهانی وجود دارد.
سیاست زندان و سانسور و تهدید از آن جهت ضروری است تا قدرتمندان با طیب خاطر به قله های نجومی ثروت دست یابند. آرمان های آزادیخواهی و عدالت جویی می بایست در دهه 60 با قتل عام در نطفه خفه می شد تا امروزه روز درکنار فقر و اعتیاد و بیکاری و افسردگی میلیون ها ایرانی، بابک زنجانی ها و فیش های نجومی مدیران قدعلم کنند.
زندان و خفقان در جمهوری اسلامی از آن جهت ضروری است که مبادا سیاست های نئولیبرالیستی دولت تدبیر!! درکنار آمار فزاینده کودکان محروم از تحصیل، در کنار آمار فزاینده خشونت و خودکشی، مردم را به تفکر و گذر از این شرایط وا بدارد!
معلمان به وضوح و با پوست و خونشان لمس کردند که برجام و فرجام نیز، کوچکترین تاثیری در بهبود زندگی آنان نداشت به جز آن که خط فقر از 3میلیون به 4میلیون رسیده و آنان کماکان به در بسته می کوبند. آنان به وضوح مفهومی جدید ولی واقعی از این پاسخ مسئولین برداشت می کنند که."تعداد فرهنگیان زیاد است و دولت توانایی مالی برای جوابگویی به مطالبات آنان را ندارد".... و معنای اصلی! "صفرهای حقوق و پاداش و اختلاس مدیران و روسا آن قدر زیاد است که ته سفره چیزی برای معلمان نمی ماند".
جنبش معلمان در این برهه تاریخی ناچار است میان مطالبات صنفی خود با مطالبات آزادیخواهی و عدالت جویی پیوند برقرار کند. افزایش دستمزد و سطح رفاه و بهداشت، گام های اولیه هستند که بدون نگاه و توجه عمیق به ساختار سودمحور سرمایه داری و سیاست های عوام فریبانه آن هرگز برداشته نخواهند شد.تشکل های واقعی و مستقل معلمان ناگزیر از ورود به این عرصه ها خواهند بود وگرنه از قافله پیشروی جنبش معلمان عقب خواهند افتاد .
ما سال تحصیلی 95 را سال عروجی جدید به عرصه آگاهی، همبستگی و مبارزه برای آزادی و زندگی انسانی ارزیابی می کنیم.
درسال جدید ضمن پافشاری و پیگیری مطالباتمان، سیاست های گوناگونی را که سعی در حذف و یا محدود کردن توانایی های بالقوه معلمین را دارد افشا و طرد می کنیم.
سال تحصیلی جدید نه سال سکوت و تسلیم که سال پیشروی آگاهانه و پرصلابت است. سالی که میلیون ها دانش آموز و خانواده های خسته از بار طاقت فرسای هزینه های آموزشی در کنار ما خواهند بود. هر لحظه سکوت و انفعال یک اختلاس و یک فیش نجومی و یک زندانی و یک اعدامی را با خود یدک می کشد.
شهریور ۲۱-  رزا

No comments:

Post a Comment