Saturday, May 16, 2015

پرچم‌ها را بیفرازیم
در صحنه پیکارعلیه سرمایه داری
بر بام بلند اول ماه مه


شرایطی که هم اکنون کارگران و تمامی مزدبگیران جامعه در آن به سر می‌برند بی گمان به غایت دردناک و تاریک است. آمار از زیر تیغ سانسور گذشته‌ی شرایط اقتصادی، اعتیاد، بی‌خانمانی، تن‌فروشی، دختران فراری و...گرچه فاصله زیادی با واقعیت دارد ولی بسیار سرسام آور و وخیم است.  به‌طوری که هیچ‌یک از جناح‌های حکومتی قادر به کتمان آن نیست و البته هریک دیگری و یا «توطئه‌های خارجی» و تحریم‌ها را علل بروز این فجایع جا می‌زنند.  به‌رغم توهم رای دهندگان و تبلیغات جریانات رفرمیستی، دولت «تدبیر و امید» هم فقط توانست آمار اعدام‌ها و دستگیری‌ها را بالا ببرد. فقط توانست با «آزاد» سازی قیمت کالاهای اساسی هم‌چون نان، سفره محرومان را خالی‌تر کند.
در صحنه‌ی بین المللی، ساختار سرمایه‌داری جهانی برای خروج از بن‌بست‌ها و برای حفظ و تامین منابع سودبری‌اش، به جنگ افروزی لجام گسیخته‌ای دامن زده و کره زمین را در معرض خطرات جدی و جبران‌ناپذیر قرار داده است.  کشتار هزاران هزار انسانی که حتی نمی‌دانند بمب‌ها از جانب کدام جریان ضدانسانی بر سرشان ریخته می‌شود، آوارگی و مرگ هزاران پناه جو در دریاها و... پوچی وعده‌هایی را به اثبات می‌رساند که حامیان سرمایه در لباس دمکراسی‌خواهی و حقوق بشری به خورد مردم می‌دهند.
اتحاد شوم سرمایه‌داری داخلی و خارجی، به رغم تضادهای مقطعی و گذرا، در سایه‌ی توافق نامه‌ی لوزان به خوبی نشان داد که آن چه قربانی می‌شود منافع زحمتکشان این آب وخاک است و آن‌چه باید مصون از خطر می‌باشد منافع غارتگران داخلی و خارجی است.
قدرتمداران داخلی برای حفظ سیطره‌ی نفوذ در منطقه و کسب قدرت بیشتر، مبالغ نجومی از ثروت مردم را در نیروگاه‌های هسته‌ای هزینه کردند  که ذره‌ای منفعت برای معیشت و بهبودی شرایط زندگی مردم نداشت و اکنون در شرایطی که در مناسبات خود با دنیای بیرون و همچنین اوضاع داخلی با بن‌بست مواجه شده‌اند، مذبوحانه به رقیبان (و البته متحدان) خود تسلیم شده و آنچه در این میان به یغما رفته و همچنان خواهد رفت، منافع آتی و درازمدت مزدبگیران، بیکاران و در حاشیه‌ماندگان جامعه است.
مسلما درس تلخ و دردآوری از این آزمون می‌توان گرفت: قدرت‌های غارتگر جهانی و حکومت‌های سرکوبگر، گرچه در مقاطعی برای یکدیگر چنگ و دندان نشان می‌دهند ولی در صورت لزوم و در پشت درهای بسته، بر سر تقسیم غنایم غارت شده به توافق می‌رسند و البته هر یک بنا به قدرت خود سهم بیشتر یا کمتری را تصاحب می‌کنند.
در زمینه‌ی شرایط اقتصادی – اجتماعی غیرقابل تحمل، در ماه‌های اخیر اعتراضات و اعتصابات کارگران و مزدبگیران (معلمان، پرستاران و....) به لحاظ کیفی و کمی بسیار قابل توجه بوده است. کارگران در اعتراض به سطح حداقل دستمزد که با خط فقر بسیار فاصله دارد، برای حصول دستمزدهای معوقه و در اعتراض به تمامی قوانین ارتجاعی و ضد کارگری بارها دست از کار کشیدند. اما جز در مواردی محدود پاسخ حامیان سرمایه، سرکوب، دستگیری، صدور حکم شلاق و اخراج بوده است. اگرچه گسترش جنبش‌های اعتراضی کارگران با همراهی و حضور زنان و خانواده‌های کارگران در نشست‌ها و اعتصابات بسیار دلگرم کننده است ولی به جز عامل سرکوب شدید، پارامترهای دیگری در عدم تحقق مطالبات کنونی، قابل ذکر است:
- موقعیت متزلزل شغلی و خطر اخراج و بیکاری خصوصا بر پایه قراردادهای موقت و سفید امضاء
- نقش دین و گرایشات قضا و قدری
- رقابت‌های بینابینی که باعث روحیه‌ی فردگرایی و موقعیت‌طلبی می‌شود
- امید واهی به تغییر از جانب بالایی‌ها و نوشتن طومار و جمع‌آوری امضاء و دخیل بستن به این و آن آیت الله و نماینده مجلس و .....
- سکون روی مطالبات حداقلی و عدم برقراری پیوند بین منافع آنی و درازمدت
- تکیه بر تشکل‌های ساخته و پرداخته شده توسط حکومت و تسلیم شدن به شعارهای ارتجاعی چون شعار خانه کارگر در اول ماه مه علیه کارگران و زحمتکشان افغانی
در کنار این عوامل اما یک خطر بزرگ همواره تمامی جنبش‌های رو به رشد در ایران و در جهان را تهدید می‌کند و آن ناآگاهی نسبت به رابطه‌ای است که عمیقا بین تمامی مصائب زحمتکشان و کلیت نظام سرمایه‌داری جهانی وجود دارد. برای زدودن فقر، بیکاری و گرسنگی، حفاظت از محیط زیست و... نوک تیز مبارزه باید به سوی نظام سرمایه‌داری و مالکیت خصوصی جهت داده شود. در غیر این‌صورت در همچنان بر پاشنه‌ی تبعیض و استثمار خواهد چرخید.
در راستای این مبارزه، شناخت و درک از ماهیت جنبش‌های گوناگون پیشرو و مترقی و حمایت متقابل از یکدیگر، توان بالاتری برای مبارزین راه عدالت و رهایی در پی خواهد داشت.
زنان با تجربه‌ی مبارزاتی دیرینه، در مکان‌ها و زمان‌های متفاوت به جنگ ساختار مردسالارانه و پدرسالارانه، به جنگ لیبرالیسم و خرافه و دین رفته‌اند. سرمایه‌داری و مردسالاری که با هزاران حربه و جنگ افزار خواهان فرودستی زنان در عرصه‌های خصوصی و عمومی بوده است در این آوردگاه جنبش زنان را دشمنی قوی می‌داند و سعی در کنترل و نفوذ بر آن دارد.  زنان کارگر در محیط کار با مزد نابرابر و با قوانین تبعیض‌آمیز بیشتری مواجهند.  ولی ستم بر آنان محدود بر حوزه اقتصادی نمی‌شود.  آنان به عنوان «زن» مورد سوء استفاده جنسی و کلامی کارفرمایان در محیط کار قرار می‌گیرند.  در خیابان و خانه خشونت بدنی و اهانت را شاهدند.  حجاب اجباری در محیط کار و جامعه، امان آن‌ها را بریده است.  کار خانگی، این شکنجه پایان‌ناپذیر را باید تا دم مرگ تحمل کنند. حق ابتدایی مالکیت و کنترل بر بدنشان، از آنان به انحای گوناگون سلب شده است. حق طلاق، حضانت فرزندان، خروج آزادانه از کشور، برای زنان به رسمیت شناخته نمی‌شود. و چنین است که اگرچه هم‌چون همسنگران مرد، شلاق استثمار زخمی شان کرده ولی در آن سوی دیگر مناسبات دیرینه مردسالاری هر دم خشونت لجام گسیخته‌ای را نثار آنان می‌کند. و متاسفانه در این حوزه اکثر مردان  خاموشند، فردوستی زنان را امری ذاتی می‌دانند چرا که خود از خدمات جنسی و کار خانگی آنان بهره می‌گیرند.
با این تفاسیر، دیر زمانی است که شکل‌گیری تشکل‌های مستقل زنان کارگر امری عینی و ضروری است.
ما معتقدیم بخش آگاه‌تر طبقه کارگر، به استقبال و حمایت از تشکل‌های مستقل زنان شتافته و در هر شرایطی به مطالبات بر حق آنان توجه خواهد نمود.
ما معتقدیم از آن جا که در جبهه‌ی مبارزه و علیه سرمایه داری، سیاست‌های نادرست و برتری‌طلبانه این و یا آن جریان سیاسی، ضربه اساسی به اتحاد و همبستگی مبارزین خواهد زد، ضرورت دارد به رغم شعارها و مطالبات گوناگون در زمینه‌های مختلف، اتحاد عمل را در مبارزه علیه دشمن مشترک سر لوحه قرار بدهیم.
ما معتقدیم  طرح و پیگیری مطالبات حداقلی کارگران ضروری است و باید از سوی دیگر جنبش ها به‌طورجدی مورد حمایت قرار گیرد.
در پایان ما معتقدیم دامن زدن به مباحث نظری و سیاسی و خروج از رخوت فکری و نقد و بررسی عملکردهای گذشته می‌تواند مسیر پیش روی مبارزه را روشن‌تر کند.
پیش به سوی تشکلات مستقل زنان بر بستر اتحاد و همبستگی با سایر جنبش ها!


 تریبونی برای زنان چپ 
به مناسبت اول مای می,١١ اردیبهشت ١٣٩٤
                                                                                                                                                            

No comments:

Post a Comment